دانلود پایان نامه آماده

دانلود پایان نامه آماده

هوش هیجانی,دانلود پایان نامه، دانلود پایان نامه حقوق، پایان نامه آماده، پایان نامه نرم افزار، پایان نامه مدیریت، پایان نامه علوم تربیتی، پایان نامه روانشناسی,دانلود مقاله
دانلود پایان نامه آماده

دانلود پایان نامه آماده

هوش هیجانی,دانلود پایان نامه، دانلود پایان نامه حقوق، پایان نامه آماده، پایان نامه نرم افزار، پایان نامه مدیریت، پایان نامه علوم تربیتی، پایان نامه روانشناسی,دانلود مقاله

دانلود مقاله جامعه شناسی

دانلود مقاله جامعه شناسی

دانلود مقاله جامعه شناسیدسته: زبان و ادبیات فارسی 
بازدید: 4 بار
فرمت فایل: doc 
حجم فایل: 424 کیلوبایت 
تعداد صفحات فایل: 325 

نقد جامعه‌شناسی برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر می‌آید، تنها بررسی تأثیر مستقیم رخدادهای اجتماعی مشخصی بر ادبیات یک دوره نیست و برخلاف بسیاری مکاتب دیگر نمی‌توان یک مقطع معین تاریخی و یک محدوده‌ی مشخص جغرافیایی و فرهنگی برای آن درنظر گرفت

قیمت فایل فقط 15,000 تومان

خرید

جامعه شناسی

چکیده

نقد جامعه‌شناسی برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر می‌آید، تنها بررسی تأثیر مستقیم رخدادهای اجتماعی مشخصی بر ادبیات یک دوره نیست و برخلاف بسیاری مکاتب دیگر نمی‌توان یک مقطع معین تاریخی و یک محدوده‌ی مشخص جغرافیایی و فرهنگی برای آن درنظر گرفت. بلکه در طول سال‌ها افت و خیزهای فراوانی را پشت سرگذاشته و با جریان‌های بسیار در پیوسته است.

یکی از مهم‌ترین این جریان‌ها که پیوندی گسست‌ناپذیر با جامعه‌شناسی دارد، نقد فمنیستی است. بسیاری از منتقدان، فمنیسم را شاخه‌ای از نقد جامعه‌شناسی می‌دانند که در آن به جامعه از رهگذر امکانات و شرایطی می‌نگرد که همواره از زنان دریغ داشته شده است.

این رساله ابتدا به معرفی مشروح رویکرد جامعه‌شناسی می‌پردازد و ویژگی‌های اصلی آن را جست و جو می‌کند و مهم‌ترین گرایش‌های این گونه‌ی نقد ادبی را معرفی می‌کند. فصل دوم رمان سووشون را براساس شیوه‌های این رویکرد تحلیل می‌کند و مناسبات سووشون را با جامعه‌ای که در آن شکل گرفته و نیز جامعه‌ای که روایتش می‌کند مورد کنکاش قرار می‌دهد. در فصل سوم از رویکرد فمنیستی و نقد ادبی سخن می‌رود و در فصل پایانی سووشون از چشم‌انداز این رویکرد نوآیین و در حال شکل‌گیری بررسی می‌شود.

فصل اول

معرفی رویکرد جامعه‌شناسی



پیوندهای جامعه و ادبیات در نگاه نخستین

نخستین تصوری که از شنیدن ترکیب جامعه‌شناسی ادبیات در ذهن نقش می‌بندد، احتمالاً بررسی تأثیر مستقیم رخدادهای اجتماعی مشخصی بر ادبیات یک دوره و به ویژه نمودهای معین آن در آثاری خاص است.

اما حتی پیش از آن‌که به سراغ آنچه ناقدان کهنه و نو در این باره گفته‌اند، برویم با تأمل در مجموعه‌ی نسبت‌های محتمل میان ادبیات و جامعه می‌توانیم آرام آرام دریابیم که این ماجرا بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که در آغاز می‌پنداشتیم، ببینیم پیوندها و تأثیر و تأثرات متقابل میان دو مفهوم گسترده‌ی جامعه و ادبیات چه ابهاماتی در ذهن ما برمی‌انگیزند:

1ـ آیا می‌توان از عکس این نسبت یعنی تأثیر ادبیات بر جامعه نیز سخن گفت؟

2ـ آیا می‌توان این رابطه را تأثیر و تأثری دوجانبه و دیالکتیکی دانست؟

3ـ آیا جامعه مستقیماً بر متن ادبی تأثیر می‌گذارد یا به واسطه‌ی تأثیر بر نویسنده؟

4ـ آیا حوادث جامعه مستقیماً براثر ادبی تأثیر می‌نهند یا آن‌که حوادث اجتماعی با تحولی که در فضای فرهنگی و ادبی ایجاد می‌کنند، اثر را تحت تأثیر قرار می‌دهند؟

5ـ آیا نویسنده حتماً باید تحت تأثیر فضای اجتماعی قرار گیرد یا آن‌که در مواردی باید در برابر این تأثیر ایستادگی کند و حتی آن را خنثی و یا دیگرگون سازد؟

6ـ تأثیر جامعه بر ادبیات در قلمرو خود آگاه نویسنده جای دارد یا ناخودآگاه؟

7ـ تأثیر جامعه بر ادبیات به جنبه‌ی هنری ـ ادبی متن باز می‌گردد یا اثر از طریق تأثیر بر فضای فکری دوران و ذهنیت نویسنده از جامعه رنگ می‌پذیرد؟

8ـ آیا تأثیرپذیری از جامعه صرفاً در آثار رئال تحقق‌پذیر است؟

9ـ آیا تأثیرپذیری از جامعه محدود به انواع و قالب‌های خاصی است؟ آیا اثرپذیری شعر و داستان با اثر تغزلی و تعلیمی به یک نسبت است؟

10ـ آیا می‌توان از اثرپذیری اجتماعی نظریه‌های ادبی سخن گفت؟

11ـ آیا منظور از جامعه در این تعابیر صرفاً جنبه‌های سیاسی را دربر می‌گیرد؟ آیا تأثیر جامعه به معنای تأثیر حکومت و ایدئولوژی خاصی است؟

12ـ آیا ممکن است تأثیرات اجتماعی در مورد دو نویسنده، یا دو متن متفاوت و یا حتی متضاد باشد؟ آیا ممکن است اثری به گونه‌ای منفی و واکنشی تحت تأثیر جامعه قرار گیرد؟

13ـ واقعیت‌های اجتماعی براثر تأثیر می‌نهند یا آرمان‌هایی که هنوز تحقق نیافته‌اند؟

14ـ آیا نشانه‌های اثرپذیری اجتماعی اثر ادبی به طور پراکنده در متن منتشر است یا آن‌که ساخت کلی متن از جامعه اثر می‌پذیرد؟

15ـ آیا اثر تحت تأثیر و نمایشگر بخش و طبقه‌ی خاصی از جامعه است یا می‌کوشد تصویری از همه‌ی جوانب اجتماع به دست دهد؟

16ـ آیا اثر با مقطع معینی از جامعه نسبت دارد یا با گستره‌ای تاریخی از اجتماع در ارتباط است؟

17ـ آیا روابط اثر و جامعه به گونه‌ای آشکار مطرح شده است یا به صورتی پنهان و نامستقیم؟

18ـ آیا اثر همواره صرفاً به روایت بی‌کم و کاست فضای جامعه دست می‌زند یا در آن تصرف و اغراق می‌کند و احیاناً با دیدگاهی ناقدانه به آن می‌نگرد؟

19ـ آیا آثار نویسندگانی که ظاهراً به جامعه توجهی نشان نمی‌دهند، برکنار از هرگونه تأثیر اجتماعی است؟

20ـ آیا نگاه اجتماعی به ادبیات الزاماً به معنای داوری ارزشی و نگاه تعهدآمیز است؟

بی‌تردید با تأمل بیشتر می‌توان بر این پرسش‌ها افزود و یا بسیاری از آن‌ها را به شکلی دقیق‌تر و فنی‌تر مطرح کرد.

مسأله‌ی‌ پیوند جامعه و ادبیات بسیار پیچیده و دارای جوانبی گوناگون است و همواره در مباحث نقد ادبی حضور داشته است. در حقیقت گرایش‌های گوناگون جامعه‌شناسی ادبیات یا مکاتب دیگری که به نحوی با این قلمرو ارتباط یافته‌اند، هرکدام به بخش‌هایی از این زمینه‌ی پهناور توجه کرده‌اند و در پی پاسخ تنها تعدادی از پرسش‌های بیست گانه‌ی پیش گفته، برآمده‌اند.



چشم‌انداز تاریخی جامعه‌شناسی ادبیات

گزارش تمام تأملات پیرامون مسائلی که به گونه‌ای به نسبت جامعه و ادبیات پیوند دارد، به صورتی دقیق، سزاوار و منسجم و در عین حال موجز بسیار دشوار است. تقریباً همه‌ی شاخه‌های خرد و کلان نقد ادبی، بعدی جامعه‌شناسی نیز دارند. جامعه‌شناسی ادبیات برخلاف بسیاری مکاتب دیگر در یک مقطع معین تاریخی و یک محدوده‌ی مشخص جغرافیایی و فرهنگی، دارای سیر تکوین، اوج و افول آشکاری نیست و پیوسته در حال اُفت و خیز و بازگشت به جریان‌های پیشین بوده است. از این‌ها گذشته مناسبات جامعه و ادبیات چندان عام و گسترده است که می‌توان ادعا کرد هیچ دوره‌ی تاریخی‌ای خالی از ذهنیتی هر چند مبهم و کلی و نظریه‌ای هرچند خام و نارسا در این باره نبوده است.

به هر روی می کوشیم در این مجال اندک پس از اشاره‌ای گذرا به ریشه‌های تاریخی جامعه‌شناسی ادبیات در مفهوم فنی امروزی آن، جریان‌های عمده، چهره‌های ممتاز و مفاهیم کلیدی این قلمرو پهناور را معرفی کنیم و با اشاراتی کوتاه به واپسین جریان‌ها که در زمانی نزدیک به ما متولد شده‌اند، به مسیر تحولات در پیش رونگاهی بیندازیم.

هنر و جامعه: همزادان دیروز

ارتباط هنر و جامعه از اساسی‌ترین مسائلی است که توجه تاریخ‌نگاران هنر و زیبایی‌شناسی را به خود جلب کرده است.

بی‌گمان یکی از نامدارترین و گسترده‌ترین پژوهش‌ها در این زمینه، کتاب تاریخ اجتماعی هنر نگاشته‌ی آرنولد هاوزر است، که تاریخ هنر را از منظری کاملاً اجتماعی بررسی کرده است و پیوند تحولات هنری و ایجاد سبک‌های جدید و از میان رفتن سبک‌های پیشین را با تحولات مختلف اجتماعی آشکار ساخته است و تولد یا زوال جریانات را با وقوع حوادث معین اجتماعی گره می‌زند.1

ارنست فیشر در ریشه‌یابی ارتباط هنر و جامعه به اصل «تصورناپذیری ابزار بدون انسان و انسان بدون ابزار» توجه می‌دهد. فیشر می‌پندارد انسان از آغاز همان گونه که ابزار و سلاح می‌ساخت و در جست و جوی خوراک و پناهگاه بر می‌آمد، به کارهای هنری نیز دست می‌یازید، نقاشی و پیکرتراشی می‌کرد و به هنگام کارهای دسته‌جمعی، ترانه می‌خواند.2

دکتر آریان‌پور ـ از پیشگامان جامعه‌شناسی و جامعه‌شناسی هنر در میهمن ما ـ نیز پس از بررسی دیدگاه‌های گوناگون درباره‌ی منشأ هنر، نگرش‌ها یی را که به شیوه‌ای هنر را با فردیت هنرمند پیوند می‌دهد، به یک سو می‌نهد و به این نتیجه می‌رسد که اجتماع، مهم‌ترین منشأ پرورش شکوفایی هنر ابتدایی است.3

در زندگی ابتدایی، جمع انسانی اهمیت بسیار داشت. زندگی معنای خویش را از جمع و روابط انسانی به دست می‌آورد ـ ذهنیتی که تا امروز همچنان تداوم یافته است. اشکال گوناگون هنری  زبان، آوازهای موزون و مراسم جادویی ـ کوششی جمعی بود که همه‌ی انسان‌ها در آن مساهمت داشتند. هنر وسیله‌ای برای تسخیر طبیعت و حیوانات توسط جامعه‌ی انسانی به شمار می‌رفت. هنر فردی اساساً مفهومی متأخر و حتی امروزین است. پیشرفت زندگی اجتماعی انسان‌ها، یک جانشینی و روی‌آوری آدمی به کشاورزی مفهوم هنر را دیگرگون ساختند.4

تقسیم کار و تخصص که پیامدهای مستقیم و ضروری شکل‌گیری تمدن بود، رفته رفته هنر را پدیده‌ای ویژه و هنرمندان را گروه‌های ممتاز ساخت. در این جامعه‌ی تازه شکل گرفته دیگر نه هنرمند، هنر خویش را به منزلـه‌ی ابزار می‌نگریست و از آن تنها برای بهره‌برداری از طبیعت سود می‌جست و نه هنر و جامعه می‌توانستند یگانگی آغازین خود را پاس دارند. پنداری «من» هنرمند و بسیاری مسائل غیراجتماعی دیگر این دو را از هم جدا می‌کرد.

با آن‌که از آن سال‌های دیرینه و جادویی هم نهادی و همانی هنر و جامعه دور افتاده‌ایم اما آثار پدیده آمده، هنوز هم این ارتباط دوسویه را می نمایانند.

پیشینه‌ی گره خوردگی مطالعات ادبی با مسائل اجتماعی

به سهولت و قطعیت نمی‌توان نقطه‌ی آغاز معینی برای آمیزش مطالعات ادبی با مسائل اجتماعی سراغ کرد. در این زمینه اجماعی میان پژوهندگان وجود ندارد و شاید بهتر باشد اندکی دورتر رویم و زمینه‌های اجتماعی پدیداری این رویکرد را تا اندازه‌ای شناسایی کنیم ـ رویکردی اجتماعی به رویکرد جامعه شناختی ادبیات!

از حدود سال 1830م رمانتیسم در بیشتر کشورهای اروپایی جای خود را به واقع‌گرایی داد. از نویسندگانی که چندان واقع‌گرا نبودند، چون دیکنز، گوگول و بالزاک به گروهی واقع‌گراتر رسیدیم؛ مانند جرج الیوت، تولستوی و فلوبر. جنبشن رمان‌نویسان واقع‌گرا را می‌توان واکنشی در مقابل کل‌گرایی رمانتیک‌ها دانست. واقع‌گرایی رمان سده‌ی نوزدهم ریشه در شیفتگی به «چنین استی» زندگی بود و برخلاف رمانتیسم توجه خود را نه به آینده و نه به گذشته، بلکه به زمان حال معطوف می‌کرد. رمان در میانه‌ی سده‌ی نوزدهم «منظری گسترده بر بخش‌های متعدد جامعه و شمار بزرگی از گونه‌های شخصیت می‌گشاید و البته این گونه‌های شخصیت برحسب کنش‌ها و رابطه های اجتماعی‌اشان به تصویر کشیده می‌شوند. انتقال محوری میان رومانتیک‌ها و نسل نخستین واقع‌گرایان، بیش از هر چیز انتقال از تخیل است به دیدی اجتماعی و همین انتقال در نظریه ادبی خود را نشان داد.5»

روان بنیادی و جامعه بنیادی از دیگر جریان های فکری بودند که تناقضاتشان در تولد نقد جامعه‌شناسی تأثیر قطعی داشت، مباحثات و مجادلـه‌های فراوانی در این زمینه به طور هم‌زمان در فرانسه (سورل، لانسون، گراسری، پوسینه، اَرِآ، موفیه، گاستینه و لالو)، آلمان (بورکهارت و هوسن اشتاین و شمارلو) و انگلستان (ایرجوهیرن) به وجود آمد. مناقشاتی که سرانجام باعث توجه بیشتر منتقدان ادبی به مسأله‌ی اجتماع شد اما ناقدان همچنان روان‌شناسی فردی را در آفرینش هنر مؤثرتر می‌دانستند. از این رو م.لالو در کتاب طرح یک زیبایی‌شناسی موسیقی علمی برای توصیف هنر سه جنبه را برمی‌شمارد: «جنبه‌ی فیزیولوژیک، جنبه‌ی روانی و جنبه‌ی جامعه‌شناسانه.» و نیز از همین روست که ای هیرن برآن است که «انگیزه‌ها یا محرک‌های درونی Impulsions هنر، محرک‌های فردی هستند و ماهیت آن‌ها احساسی است و در نتیجه فقط از وضع روانی فرد ریشه می‌گیرند ولی نمی‌توانند منشأ هنری به خود بگیرند. مگر وقتی که هنرمند از تصویرهای ذهنی و وسیله‌های بیانی‌ای استفاده کند که محیط اجتماعی برای او فراهم می‌آورد.6 آنچه در زندگی هنری و سیر و تکامل آن توجه ناقدان را همیشه به خود جلب کرده است، تحولاتی است که در آن روی می‌دهد. دسته‌ای آن را نشانه‌ای از یک انحطاط کلی می‌دانستند و آن را با «زوال آرمان های سیاسی و اجتماعی خود» نزدیک می‌دیدند. از همین رو منتقد و مورخ فرانسوی فردینان برونیتر در تبیین و توجیه جهش‌ها و انقلابات بزرگ در تحول ادبیات بسیار کوشید. برونیتر هنر را به نوع‌های زنده تقسیم کرد و کوشید تا اصول «گزینش انواع» داروین را در مقیاسی وسیع، در قلمرو هنر و ادبیات به کار گیرد.7

هرچند نظریه‌ی برونیتر ناکام ماند، راه را برای طبیعت‌گرایان گشود. ناقدانی برسرکار آمدند که برای عامل طبیعی نقش بسیاری قائل بودند و می‌کوشیدند تا هنر را با توجه به محیط طبیعی آن بررسی و تبیین کنند. اینان می‌پنداشتند که هنر عبارت است از ترکیب، تلفیق و بازپردازی Transposition عوامل طبیعی، از همین رو «الی‌فور» هنر نقاشی را که از دید او نسبت به سایر هنرها همبستگی بیشتری با طبیعت دارد، می‌ستاید.8

ناقدان بعدی عوامل محیطی را به دو گروه عوامل طبیعی و عوامل اجتماعی تقسیم کردند. اکثر آن‌ها همچون سوروکین و به‌کر و بارنس تاکید می‌کردند که عوامل اجتماعی در مقایسه با عوامل طبیعی تأثیر افزون‌تری برهنر و ادبیات دارند و رها کردن زمینه‌ی اجتماعی فرآیند هنری را خطایی سخت نابخشودنی خواندند.

برخی مورخان نقد ادبی مانند ادموند ویلسن، سابقه‌ی نقد ادبی برمبنای جامعه‌شناسی را به پژوهشی درباره‌ی حماسه‌ی هومر اثر «ویکو» در قرن هجدهم می‌رسانند. ویکو در این پژوهش به شرایط اجتماعی دوران زندگی شاعر یونانی توجه می‌کند. اما نقطه آغاز این مکتب به صورت یک جریان گسترده و ممتد را در سده‌ی نوزدهم باید جست و جو کرد. در آثار منتقدانی چونان مادام دواستان (1817-1766) و هیپولیت تن (1893-1828) و فیلسوفانی مانند هگل و مارکس که اصولی را پی‌ریزی کردند که بسط و پرورش‌های بعدی، آگاهانه یا ناآگاهانه با آن‌ها پیوند می‌یابد.9

هرچند نمی‌توانیم تن را بنیانگذار یکه و تنهای نقد جامعه‌شناسی و پدر جامعه‌شناسی ادبیات معرفی کنیم، اما بی‌گمان او یکی از طلایه‌داران این مکتب به شمار می‌آید. تن در مواجهه با منتقدانی که طبیعت را یگانه عنصر تأثیرگذار در ادبیات می‌دانستند، زیست‌شناسی، جغرافیا و تاریخ را در کنار یکدیگر جای داد و عوامل مؤثر در ظهور آثار ادبی را نژاد، محیط و زمان معرفی کرد.10

محیط از نظر تن یک ذهنیت اجتماعی یک دست و اثیری است که از پیچیدگی ساختارهای قدرت تاریخی فاصله‌ی بسیار دارد. تأثیر محیط اجتماعی جزئی است از زمان ـ برداشت‌های فراگیر عصر ـ یا جزئی از محیط ـ شرایط خاصی که بر تولید ادبی تأثیر می‌گذارد.

«محیط یعنی حال و هوای کلی اجتماعی و فکری که گونه‌ی اثر ادبی را تعیین می‌کند. محیط گونه‌هایی را مجاز می‌داند که با آن هم‌سان و هم‌خوان باشند و گونه‌های دیگر را با موانعی که ایجاد می‌کند و حملاتی که در هرگام از تکاملشان تجدید می‌کند، نابود می‌سازد.»11

در نظر تن «عظمت اجتماعی یا تاریخی با عظمت هنری یکسان دانسته می‌شود. هنرمند بیان کننده‌ی حقیقت و ضرورتاً بیان کننده‌ی حقایق اجتماعی و تاریخی است. آثار هنری از این جهت که یادگار دورانی هستند، سند به حساب می‌آیند و فرض براین است که بین نابغه و عصر خودش هماهنگی وجود دارد.»12

دنیای درون هنرمند و شخصیت فردی نویسنده یکسره به سویی نهاده می‌شود. تن تحت تأثیر فلسفه‌ی اسپینوزا و تجربه‌گرایان انگلیسی بود. از اسپینوزا بی چون و چراترین جبرگرایی را آموخت و تجربه‌گرایان نیز به او آموختند که نظریات و عقاید ما چیزی نیستند «جز استحاله‌های تأثیراتی که از طریق حواس به ما منتقل می‌شوند»13

بی‌شک تن در عقیده‌ی خود راه اغراق و مبالغه پیموده است. نمی‌توان تمام جلوه‌های ذوق و هنر را مطلقاً محصول علل خارجی دانست و تأثیر ذوق و ابتکار انسانی را به کلی نادیده گرفت. در میان منتقدان کسانی بودند که تنها یکی از سه اصل مورد نظر تن را عامل عمده‌ی آفرینش ادبی می‌دانستند.14

گوایو کار تن را به نحوی تکمیل می‌کند و دومین جنبه‌ی زیبایی‌شناسی جامعه شناختی را می‌نمایاند. او به تأثیر ادبیات برمحیط اجتماعی تکیه می‌کند. تن می‌پنداشت که جامعه نابغه و نویسنده را برمی‌انگیزد و در عین حال او را مقید می‌کند. در نظر گوایو، نابغه به نوبه‌ی خود جامعه‌ای جدید خلق می‌کند. آمیزه‌ی آرای این دو را می‌توان این گونه بیان کرد: با آن که «نابغه از این یا آن محیط اجتماعی برمی‌خیزد، خود آفریننده‌ی یک محیط اجتماعی جدید یا دگرگون کننده‌ی محیط اجتماعی قدیم است.»15

شاید بتوان جامعه‌شناسی در معنای امروز را شکل تکامل یافته‌ی نظریه‌های تن و گوایودانست. یکی دیگر از سرچشمه‌های نقد اجتماعی در آراء برخی اندیشگران سده‌ی نوزدهم روسیه یافتنی است که بر جامعه‌شناسی ادبیات به ویژه صبغه‌ی مارکسیستی آن تأثیر بسیار گذاشته است.

گفته می‌شود که آموزه‌ی رئالیسم سوسیالیستی از مارکس و انگلس است ولی حقیقت این است که نیاکان این آموزه منتقدان «دموکرات انقلابی» روسیه در سده ی نوزدهم یعنی و یساریون گریگوریویچ بلینسکی (1848-1811) و پیروانش بودند. اینان به چشم نقد و تحلیل به ادبیات می‌نگریستند و هنرمند را روشنگر اجتماعی می‌دانستند و می‌پنداشتند «ادبیات می‌بایست از تکنیک‌های هنری پیچیده پرهیز کند و به صورت ابزار تکامل اجتماعی درآید. هنر بازتاب واقعیت اجتماعی است و می‌بایست ویژگی‌های نمونه نمای واقعیت اجتماعی را تصویر کند.»16

البته بلینسکی واقع‌گرایی را تا آن‌جا لازم می‌داند که ادبیات را با زندگی پیوند دهد و سیر این پیوند به شکلی منطقی و کارآمد برای دستیابی به یک تأثیر اجتماعی به کار برده شود.17 بسیاری او را پدر نقد ادبی اجتماعی، نه تنها در روسیه بلکه شاید در سراسر اروپا، می‌نامند. البته بلینسکی هنر را تنها از نظر گاه تاریخی و اجتماعی نمی‌نگریست و حتی سعی نمی‌کرد تا

«هنرمند یا اثر هنری را به فلان زمینه‌ی خاص اجتماعی نسبت دهد و تأثیرات خاصی را در هنرمند باز نماید و به بررسی و توصیف روش‌هایی که او به کار برده، بپردازد و دلایل روانشناختی یا تاریخی توفیق یا شکست شگردهای خاص او را توضیح دهد، البته گاه این کارها را می‌کرد و در واقع نخستین و بزرگترین مورخ ادبیات روسیه بود اما از جزئیات بیزار بود و میلی به تحقیقات دقیق نداشت.»18

معروف‌ترین پیروان بلینسکی نیکالای گاویلوویچ چرنیشفسکی (1889-1828)، نیکالای آلکساندروویچ دابرالیوبوف (1861-1836) و دمیتری ایوانویچ پیسارف (1868-1840)، آن مایه راه افراط پیمودند که اساساً در این نکته تردید کردند که آیا «ادبیات آن مایه و مقدار رسالت اجتماعی در خود دارد که آن را مستحق یک هستی ماندگار کند»19 آنان می‌پنداشتند تنها زمانی هنر دارای ارزش است که سراپا از حقیقت زمانه سرچشمه گرفته باشد. آنان برای منتقد حتی ارزشی والاتر از نویسنده قائل بودند و او را دارای نیرویی خارق‌العاده می‌دانستند که می‌تواند دنیای توصیف شده در داستان را ژرف‌تر از خود نویسنده درک کند.

دابرالیوبوف حتی می‌گفت که هنر نه اثری ادبی یا هنری بلکه سندی اجتماعی است. او در نقد یک اثر چنان از شخصیت‌ها سخن می‌گفت که گویی اشخاصی واقعی‌اند که در برابر محیط واقعی خود واکنش نشان می‌دهند نه موجوداتی آفریده‌ی ذهن نویسنده.20

تکوین و تکامل جامعه‌شناسی ادبیات

جامعه‌شناسی ادبیات از سده‌ی بیستم به شکل رویکردی تخصصی و فراگیر مورد توجه قرار می‌گیرد، گسترش پیدا می‌کند، به شاخه‌های گوناگونی بخش می‌شود و تقریباً بر همه‌ی رویکردهای دیگر تأثیر می‌گذارد و رویکردهای تلفیقی تازه‌ای را نمایان می‌سازد.

در آغاز سده‌ی بیستم به سال 1904 تأملاتی از لانسون درباره‌ی پیوند تاریخ ادبیات و جامعه‌شناسی در مجله‌ی «فلسفه‌ی اولی و اخلاق» می‌یابیم که در کنار نگاشته‌های امیل دورکیم جامعه‌شناس مشهور نشر می‌یافت. این نوشته‌ها و نگاشته‌های مشابه خبر از حضور جریانی تازه در این سده می‌داد. اما نقطه‌ی عطف رویکرد جامعه‌شناختی به ادبیات را باید در دوره‌ی رواج مارکسیسم ـ دهه‌های 1920 و 1930 ـ جست و جو کرد. منتقدان مارکسیست از منظری متفاوت با چشم‌انداز اومانیسم، به ادبیات توجه کردند. در این دو دهه نقد عملاً معطوف به رئالیسم بود. از این رو در ابتدا توجه نقد مارکسیستی بیشتر به رمان بود، به ویژه رمان سده‌ی نوزدهم. اگر شخصیتی را به عنوان نقطه‌ی عطف جامعه‌شناسی ادبیات، چه از نظر پدید آوردن نظام فکری و زبانی گسترده و منسجم و چه از نظر تأثیر برجریان‌ها و شخصیت‌های پس از خود سراغ کنیم، بی‌هیچ تردید او کسی نیست جز گئورک لوکاچ ناقد و اندیشگر مجارستانی.

لوکاچ در سال 15-1914 کتاب دوران‌ساز نقد نظریه رمان را منتشر می‌کند. مبانی نظری جامعه شناختی این اثر مهم از هگل، دیلتای و مارکس و بر است. همچنین از انگلس و مارکس باید یاد کرد. اما اهمیت کار لوکاچ آن است که این مبانی جامعه‌شناسی را به گونه‌ای روشمند و عمیق وارد قلمرو نقد ادبی می‌کند. این کوشش پیش از او به این دقت و سامان‌مندی صورت نگرفته بود. لوکاچ چندین دهه در پروردن جامعه‌شناسی ادبیات پیشتاز بود. البته در این سالیان دراز لوکاچ، پیاپی تغییر و تکامل می‌یابد. او شاخص‌ترین چهره‌ی این رویکرد در نیمه‌ی نخست قرن بیستم است. البته شاخص‌ترین چهره‌ی نیمه دوم قرن یعنی لوسین گلدمن به شدت تحت تأثیر اوست و در حقیقت مبانی فکری و روش‌های او را گسترش بخشیده است. جریان مارکسیستی تنها به شوروی و کشورهای بلوک شرق منحصر نیست. مثلاً اندکی پس از دهه‌های بیست و سی که از آن یاد کردیم، رالف فاکس مارکسیست انگلیسی کتاب شاخص رمان و مردم را به سال 1937 منتشر می‌کند. گرامشی نیز در ایتالیا در دهه‌ی 1930 آغازگر مباحث مهمی در این زمینه می‌شود. دو نویسنده‌ی آلمانی مارکسیست دهه‌ی سی یعنی برشت ـ هم در مقام عمل در صحنه‌ی تأتر و هم در مقام نظر ـ و والتر بنیامین با پژوهش‌های گسترده، چشم‌اندازهای تازه‌ای را در این قلمرو مطرح می‌کنند که با منظر لوکاچ تفاوت‌هایی دارد. بنیامین در مقاله‌ی مهم «اثر هنر در عصر باز تولید ماشینی» (1933) به گونه‌ای، برنوگرایی و خلاقیت و آشنایی زدایی ـ برخلاف نقد دهه‌ی بیست و سی مارکسیستی ـ تکیه‌ی بسیار می‌کند. در همین سال‌هاست که جمعی از ناقدان و فیلسوفان مارکسیست چون آدرنو، هورکهایمر و مارکوزه مؤسسه‌ی پژوهش‌های اجتماعی فرانکفورت را پایه‌ریزی می‌کنند. این جریان که با نام مکتب فرانکفورت شهرت دارد در سال 1932 از آلمان رانده می‌شود و در سال 1950 دوباره به آلمان باز می‌گردد. مکتب فرانکفورت دیدگاه کاملاً متفاوتی را با برشت، بنیامین و لوکاچ مطرح می‌کند. این مکتب در عین تکیه براهمیت تحلیل جامعه‌شناختی اثرهنری، برنفی رئالیسم اصرار می‌ورزد. چهره‌ی مهم تأثیرگذار برنیمه‌ی دوم سده‌ی بیستم چنان‌که یادآور شدیم لولسین گلدمن رومانیایی است. نقطه‌ی شروع فعالیت جدّی او را باید سال 1947 انگاشت. او از این زمان شالوده‌ی روش خویش را ضابطه‌بندی می‌کند. گلدمن با این اصل بنیادین آغاز می‌کند که «از دیدگاه ماتریالیسم تاریخی، عنصر اساسی در تحلیل آفرینش ادبی این واقعیت است که ادبیات و فلسفه در سطوح مختلف بیانگر نوعی جهان بینی‌اند و جهان‌بینی‌ها مسائل فردی نیستند بلکه اجتماعی‌اند.»21

گلدمن در تثبیت و استقرار جامعه‌شناسی ادبیات به عنوان یک رویکرد فنی و کارآمد نقشی بی‌بدیل دارد به ویژه آن‌که او در آمیختن این جریان با جریان دیگری که چه بسا رویاروی با رویکرد جامعه‌شناسی شناخته می‌شود یعنی ساختارگرایی بسیار نقش آفرین است. اساساً در ترسیم دامنه‌ی جامعه‌شناسی ادبیات، توجه به آمیزش‌هایی از این دست بسیار اهمیت دارد. بسیاری از ناقدانی که بر این مکتب تأثیر گذاشته‌اند، ممکن است متعلق به رویکردهای دیگر باشند مثلاً میخائیل باختین اندیشگر بزرگ روسی در بسیاری پژوهش‌های خود به عمیق‌ترین معنا به جامعه‌شناسی ادبیات می‌پردازد.

جریان نقد جامعه شناختی مارکسیستی پس از 1960 تحت تأثیر ساختارگرایی و پیامدهای آن مانند پسا ساختارگرایی و ساخت شکنی قرار گرفت. در همین دهه‌ی 1960 زبان و رویدادهای اجتماعی ـ تاریخی به طرزی جدایی‌ناپذیر با یکدیگر مرتبط می‌شوند.22

جریان نوآیین‌تر موسوم به «نقد اجتماعی» از دهه‌ی هفتاد و هشتاد با چهره‌هایی چون کلود دوشه و پیرزیما شکل می‌گیرد که عمدتاً متن را قلمرو مدّاقه‌ی انتقادی قرار می‌دهند و شاید بهتر باشد آن را جامعه‌شناسی متن خواند. جریان نسبتاً نوظهور دیگر «زیبا‌شناسی دریافت» یا «جامعه‌شناسی خواندن» است که شکل خام و ابتدایی آن را در کتاب با داستان و خوانندگان (1932) نگاشته‌ی خانم لیویس می‌توان بازیافت. از پیش روان این جریان داگلاس ویپلر است که به سال 1937 یادداشت تحقیقی درباره‌ی جنبه‌های اجتماعی خواندن در بحران را منتشر می‌کند و نیز روبر اسکارپیت را می‌شناسیم با جامعه‌شناسی ادبیات (1958). اما شکل فنی‌تر آن را در این دو کتاب مهم می‌توان ملاحظه کرد: در باب زیباشناسی دریافت (5-1972) نگاشته‌ی روبرت یاوز و خواندن را بخوانیم (1982) به قلم ژاک لنار و پییرپوژا.23 از جمله نام‌آورترین منتقدان معاصر نظریه مارکسیستی جامعه‌شناختی ادبیات می‌توان از ایگلتون و جیمسون یاد کرد.

توضیح این نکته‌ها ضرورت دارد که اولاً جریان نقد مارکسیستی و نقد جامعه‌شناسی همواره به یک معنا به کار نمی‌رود. حتی خود نقد مارکسیستی در مراحل متفاوت تاریخی و در قلمروهای فرهنگی ـ جغرافیایی مختلف، معناهای چندگانه‌ای را القا می‌کند. اساساً «هرگز یک چشم‌انداز واحد مارکسیستی در مورد ادبیات پیدایش نیافت.»24 ثانیاً جامعه‌شناسی ادبی چه به معنای مارکسیستی آن و چه به معنای عام، با افت و خیزهایی همراه بوده است که با تحولات اجتماعی مانند انقلاب شوروی، اختناق استالینستی، جنگ‌های جهانی، جنگ ویتنام و دیگرگونی‌های فرهنگی به ویژه در قلمرو نقد هنری و ادبی مانند رواج ساختارگرایی ومدرنیسم در ارتباط نزدیک بوده است.25

پس از تأمل در سیر تاریخی جریان‌های این رویکرد به تحول مفهومی جامعه‌شناسی ادبیات می‌رسیم. به راستی جامعه‌شناسی به معنای سده‌ی بیستمی آن چیست؟ تمایز آن با رویکردهای دیگر کجاست و اساساً ضرورت وجودی این رویکرد کدام است؟

بسیاری از نظریه‌های ادبی را می‌توان به علت کم توجهی به ارتباط میان ادبیات و جهانی که آن ادبیات را در خود پرورانده است، نقد کرد. نظریه‌هایی که متن ادبی را جدا از جامعه‌ی پدید آورنده‌ی آن و تنها از طریق واژه، سبک، ساختار و.‌.. بررسی می‌کنند و چشم بر روی رویدادهای تاریخی می‌بندند که زمینه‌ی مساعد تولید یک اثر را فراهم آورده‌اند و مردمی را که همان گونه که بر فضای کلی ادبیات اثر می‌نهند، از آن تأثیر نیز می‌گیرند، نادیده می‌انگارند.

درباره‌ی تأثیر و تأثر متقابل ادبیات و جامعه در جای خود به تفصیل سخن خواهیم گفت. در این‌جا تنها به اصلی‌ترین چشم‌اندازهای اثرگذاری دوسویه و دیالیکتیکی اشاره می‌کنیم زیرا تحلیل تعامل‌های پیچیده و متنوع ادبیات و اجتماع در شکل‌گیری نقد جامعه‌شناسی ادبیات نقش بسیار داشته است. چشم‌انداز نخستین، تحلیل موقعیت اجتماعی نویسنده است که ممکن است بر پایه‌ی گفتارها و کردارهای غیرادبی‌اش تبیین شود.26 زندگی‌نامه‌ی نویسنده و کنکاش در محیط زندگانی و پرورش نویسنده به ویژه خانواده و محیط تربیتی او نیز گاه مورد توجه قرار می‌گیرد. البته، پیداست این زمینه چه‌بسا مجال افراط و گزاف‌کاری را برای برخی ناقدان ساده انگار فراهم کند.

اگر ادبیات را صرفاً بازتاب مستقیم جامعه و تاریخ و عکس برداری از آن‌ها بدانیم و به تعبیر دیگر ادبیات را مدرکی اجتماعی بیانگاریم که نقد جامعه‌شناختی تنها ابزار بازنمایی ارجاعات آن به مسائل معین اجتماعی است، بی‌شک از ژرفا و پیچیدگی آن کاسته‌ایم.

جامعه‌شناسی ادبیات در معنای فنی و راستین آن، رابطه‌ی جامعه و اثر ادبی را بسیار پیچیده‌تر و متنوع‌تر فهم می‌کند. مثلاً چنان که ولک یادآور می‌شود در مرحله‌ی نخستین باید تصویرهایی را که متن از اجتماع به دست می‌دهد از این نظر بخش‌بندی کنیم که کدام یک تعمداً واقع‌گرایانه است و کدام یک کاریکاتور یا هجو یا آرمان‌سازی رمانتیک است.27

چشم‌انداز دیگر این رابطه که گاه مغفول می‌ماند، قلمرو مخاطبان و اثرپذیری آن‌ها از متن است که در برخی مطالعات جدیدتر بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. وسعت دامنه‌ی مخاطبان نیز در همین زمینه قابل تأمل است. یعنی در کنار جامعه‌شناسی خواندن و قرائت و فهم واکنش خوانندگان و بررسی متن، از جامعه‌شناسی مخاطبان نیز می‌توان سخن گفت. پس جامعه و تحلیل اجتماعی، سه دنیای پیش از اثر، در اثر و پس از اثر را دربر می‌گیرد.28

توضیح این نکته ضرورت دارد که مکتب نقد جامعه‌شناسی مبتنی برواکنش خواننده، خوانندگان عام را در نظر دارد، در حالی که مکتب نقد مارکسیستی برحسب «طبقه» تمایزات و تفاوت‌هایی را بین خوانندگان و مخاطبان درنظر می‌گیرد و این یکی از تفاوت‌های عمده‌ی این دو مکتب است.29

مکتب جامعه‌شناسی را با مکاتب دیگر نیز می‌توان سنجید. اکثر مورخان ادبی نقد اجتماعی را واکنشی به نقد نو و نقد روان‌شناختی ـ که شارل مورون در فرانسه آن را تبلیغ می‌کرد ـ معرفی می‌کنند. برخلاف نقد روانکاوانه که به روان‌شناسی فردی توجه دارد و می‌کوشد بازتاب‌های روان‌شناختی را در متون ادبی کشف کند، نقد جامعه‌شناسی به توده‌ی مردم ـ عام وخاص ـ و تأثیر و تأثرات آن‌ها توجه نشان می‌دهد. نقد جامعه‌شناسی راه خود را از مکتب‌های دیگر جدا می‌کند؛ از ناقدان نقد نو که در «جستجوی متن» خود را به «واژه‌های روی صفحه» محدود می‌کنند یاصورتگرایانی که در اصل به آنچه ادبیات را از دیگر روش‌های کاربرد زبان متمایز می‌کند، توجه نشان می‌دهند و نیز ساختارگرایانی که به دنبال تثبیت ساختارهایی هستند که زیربنای روایت‌اند و معنا را می‌سازند. جامعه‌شناسان ادبی در موقعیت‌ها و شرایط تاریخی و مسائل سیاسی مربوط به متون ادبی تأمل می‌کنند.30


تأثیرها و امتزاج‌های جامعه‌شناسی ادبیات

هیچ کدام از رویکردهای نقد ادبی به ویژه جامعه‌شناسی ادبیات در چشم‌انداز تاریخی خود رویکردی ثابت، لایتغیر، خالص و به دقت مرزبندی شده نیست. جامعه‌شناسی ادبیات از یک سو تقریباً برتمام رویکردهای دیگر تأثیر گذاشته است و آن رویکردها را با مبانی و جهت‌گیری‌های خویش در آمیخته است و از سوی دیگر از رویکردهای بسیاری تأثیر پذیرفته است. این رویکردهای دیگر حتی شامل جریان‌هایی می‌شود که در اساس یکسره با اصول جامعه‌شناسی ادبیات رویاروی قرار می‌گیرند یا دست کم معارض شمرده می‌شوند. اساساً در تشکیل شاخه‌های گوناگون جامعه‌شناسی ادبیات این اثرپذیری از رویکردهای دیگر نقش برجسته‌ای دارد. می‌کوشیم به اهمّ این اثرپذیری‌ها و آمیختگی‌ها نگاهی گذرا افکنیم:

الف. رویکرد روان‌شناختی: پایان سده‌ی نوزدهم نقطه‌ی گره‌خوردگی نقد روان بنیاد و جامعه بنیاد است. شاید بتوان اشخاصی همچون تارد و ادموند ویلسون را نماد و نماینده‌ی این گره‌خوردگی دانست. شخصیت‌های دوچهره‌ای که آمیزه‌ای از روان‌شناسی و جامعه‌شناسند. تارد می‌کوشد نشان دهد که چگونه جامعه بر روی «من» نویسنده تأثیر می‌گذارد و به درون حساسیت‌های او نفوذ می‌کند و شخصیت روانی او را شکل می‌دهد. ادموند ویلسون نیز همچون تارد شیوه‌ای را به کار می‌گیرد که می‌توان آن را ترکیبی از روان‌شناسی و جامعه‌شناسی دانست. برخلاف مارکسیست‌ها که به تحلیل عوامل اجتماعی مؤثر در آفرینش اثر اصرار می‌ورزند، ویلسون می‌کوشد تا با عناصر روان‌شناختی، احساسات نویسنده نسبت به طبقه‌ی خود و تأثیراتی که تلاش‌های اقتصادی در زندگی او بر جای می‌گذارند، توصیف کند. ویلسون همچنین به برخوردها و واکنش‌های روانی نویسنده به عرف و قراردادهای اجتماعی توجه نشان می‌دهد.

موضوع نوشته‌های منتقدان مارکسیست عمدتاً اجتماعی است و در آن‌ها غالباً به فرد توجه خاصی نمی‌شود و بررسی جنبه های جامعه‌شناختی متون ادبی وجهه‌ی همت قرار می‌گیرد که چنان که پیشتر گفتیم، ممکن است در پاره‌ای موارد با روان‌شناسی شخصیت‌های منفرد در تضاد باشد. منتقدان مارکسیستی در بررسی شخصیت‌ها، معمولاً عوامل اجتماعی و تاریخی گسترده‌ای را مورد بحث قرار می‌دهند و شخصیت‌ها را محصول آن شرایط تلقی می‌کنند و فراموش می‌کنند که «روان‌شناسی فردی هم فراورده‌ای اجتماعی است.»31

ب. نظریه اخلاقی: یکی از گرایش‌های نزدیک به مباحث روانشناسی است و از آن‌جایی که ادبیات را به عنوان بخش مکمل فعالیت یک گروه اجتماعی درنظر می‌گیرد و با توجه به وضعیت آن گروه به تفسیر و سنجش آن دست می‌یازد، با جامعه شناسی ادبیات هم مرز می‌شود.

«یک نظریه‌ی اخلاقی اگر با سعه‌ی صدر امور را تجزیه و تحلیل کند، باید با توجه به کلیت اجتماعی، ادبیات را تفسیر کند و ارج نهد. گروه اجتماعی یک نظریه‌ی اخلاقی هر قدر مشخص‌تر باشد نظریه‌ی اخلاقی قاطع‌تر و صریح‌تر خواهد بود»32

البته متأسفانه سوء تعبیری که از نظریه‌های معطوف به ساخت و صورت اثر و نیز آرایی که تکیه بر اعتبار و ارزش درونی و مستقل اثر دارند، ایجاد شده است، این تصور را رواج داده که منتقد تنها با خود اثر سروکار دارد و بس. از جمله باید به مجموعه‌ی نتایج بیرون از اثر و تأثیر اثر بر مخاطب کاملاً بی‌اعتنا و خونسرد باشد. «توجه به این نتایج را می‌توان به دیگران واگذاشت. شاید به یک کشیش یا پلیس»33 اما حقیقت این است که سخن از جنبه‌های اخلاقی اثر همواره نه به معنای طرح مسائل بیرون از اثر است و نه به معنای داوری ارزش‌گذارانه. به هر روی ارزش‌هایی که از طریق یک اثر ادبی مطرح می‌شود، ممکن است در نظر یک گروه، یک طبقه، یک ملت یا یک فرد، مهم جلوه می‌کند.

بدین ترتیب نظریه‌های اخلاقی ادبیات نیز نظریه‌هایی اجتماعی هستند اما این بدین معنا نیست که تمام اخلاقیات، اخلاقیات اجتماعی است و یا این که قضاوت‌های اخلاقی همان قضاوت‌های اجتماعی است.

ج. رویکرد تکوینی و ساختارگرایی: از دیگر رویکردهایی است که هرچند با جامعه شناسی ادبیات تفاوت‌های بنیادین دارد، اما در نقطه‌ای با آن در می‌آمیزد. نقد تکوینی اساساً به بررسی مراحل تکوین اثر بر پایه‌ی «پژوهش در دست نوشته‌های نویسنده در مراحل مختلف انشای اثر، دفتر یادداشت‌های او، منابع و آثار مشابه»34 می‌پردازد.

البته گاه از تأثیرات مختلف دیگری سخن می‌رود که در میان آن‌ها چه بسا خاستگاه‌های اجتماعی نیز مطرح شود، اما عمده‌ی توجه شیوه‌ی تکوینی به معنای سنتی آن به روایت‌های گوناگون اثر و روایت‌های مشابه باز می‌گردد. بعدها لوسین گلدمن تعبیر نقد تکوینی را به مفهومی دیگر و پیچیده‌تر به کار گرفت. او که میراث بر شیوه‌ها و مبانی ساختارگرایی بود، آن را به جامعه‌شناسی ادبی گره زد و در حقیقت تکوین ساختار اثر را با ساختارهای اجتماعی محیط براثر در پیوست. بنابراین کوشش گلدمن بیش از آن که به معنای نزدیک کردن نقد تکوینی به جامعه‌شناسی ادبیات به شمار رود از نظر تلفیق سنّت ساختارگرایی که معارض و حتی عامل اصلی بی‌اعتنایی به جامعه شناسی ادبیات بود، اهمیت دارد. 

قیمت فایل فقط 15,000 تومان

خرید

برچسب ها : دانلود مقاله جامعه شناسی , جامعه شناسی , دانلود تحقیق جامعه شناسی , دانلود پژوهش جامعه شناسی ,دانلود مقاله جامعه شناسی , دانلود پروژه جامعه شناسی , دانلود پایان نامه جامعه شناسی , تحقیق , پژوهش , مقاله ,پروژه , پایان نامه , دانلود تحقیق , دانلود پژوهش , دانلود مقاله , دانلود پروژه , دانلود پایان نامه

دانلود تحقیق انسانهای نخستین

دانلود تحقیق انسانهای نخستین

دانلود تحقیق انسانهای نخستیندسته: باستان شناسی 
بازدید: 2 بار 
فرمت فایل: docx 
حجم فایل: 621 کیلوبایت 
تعداد صفحات فایل: 50 

تحقیق با موضوع انسانهای نخستین، تنطیم شده در 50 صفحه، فرمت ورد و قابل ویرایش همراه با ذکر منابع

قیمت فایل فقط 8,500 تومان

خرید

فهرست

فصل اول.. ۱

انسانهای نخستین.. ۱

مقدمه. ۲

آن زمان که انسان نبود. ۴

پیدایش نخستین باره انسان.. ۵

بشر راه رفتن روی دوپا را می آموزد . ۶

بشر راه استفاده کردن از دستهایش را می یابد . ۷

بشر ، ابزار می سازد . ۸

بشر شکارچی.. ۹

جمع آوری غذا ۱۰

کشف آتش… ۱۱

دوره اسکان بشر در غار. ۱۱

غارهای کمربند ، هوئو و همجوار آن در مازندران : ۱۲

۲- غار تنگ پَبدَه در کوههای بختیاری : ۱۴

۳- غارهای دره خرم آباد لرستان : ۱۴

۴- غارهای هیوِ در استان مرکزی : ۱۵

دوره اسکان بشر در دشت.. ۱۵

تصور انسانهای اولیه از آسمان.. ۱۹

سازگاری یافتن با آب و هوای سرد. ۱۹

دین و فرهنگ جوامع اولیه. ۲۰

تکامل انسان.. ۲۲

نتیجه گیری.. ۲۴

فصل دوم. ۲۶

پیدایش روستا ۲۶

مقدمه. ۲۷

تاریخچه روستا ۲۹

جغرافیای روستایی : ۳۰

ریشه های جغرافیای روستایی.. ۳۲

نقش آب در پیدایش سکونتگاه های ایران.. ۳۳

شکل روستا ها ۳۴

روند خانه سازی در روستا ها ۳۶

وسعت سکونتگا ههای روستایی.. ۳۶

موقعیت سکونتگا ههای روستایی.. ۳۸

منابع درآمد روستاییان.. ۴۰

شیوه های تولید زراعی : ۴۱

حمل و نقل پایدار در روستا ۴۲

جمعیت واشتغال روستایی.. ۴۴

ارزش روستا ۴۵

مشارکت جوامع محلی در گردشگری روستایی.. ۴۶

مشارکت در توسعه گردشگری روستایی.. ۴۸

نتیجه گیری.. ۴۹

منابع.. ۵۰


منابع

۲-    توکلی ، مهران ، سرگذشت عالم و آدم ، تهران ، نشر نی ، چاپ اول ، ۱۳۸۳ .

۳-    سعیدی ، عباس ، مبانی جغرافیای روستایی ، وزارت فرهنگی و ارشاد اسلامی ، ۱۳۸۴ .

۴-    فشارکی – پریدخت ، جغرافیای روستایی ، انتشارات دانشگاه پیام نور ، ۱۳۸۴ .

۵-    لوکاس ، هنری ، تاریخ تمدن ، عبدالحسین آذرنگ ، کیهان ، جلد اول ، ۱۳۷۲ .

۶-    مهرآبادی ، میترا ، تاریخ کامل ایران باستان ، نشر افراسیاب ، چاپ پیک ایران ، ۱۳۸۰ .

۷-    ناپیر ، جان ، اجداد بشر ، فرح ا… خداپرستی ، انتشارات پدیده ، ۱۳۵۲ .

۸-    وزارت آموزش و پرورش ، تاریخ ایران و جهان ، کد ۴/۲۳۵ ، ۱۳۸۵ .

۹-    وزارت آموزش و پرورش ، تعلیمات اجتماعی چهارم دبستان ، ۱۳۸۲ .

۱۰- وزارت آموزش و پرورش ، جغرافیای یک ، کد ۲/۲۲۵ ، ۱۳۸۴ .

 
مقدمه

مطابق یک فرضیه علمی معاصر ، سیر تکاملی نخستین میمونهای انسان نما ( اجداد انسان ) در حدود ۴ میلیون سال پیش در آفریقا آغاز گردید . سپس ، میل دگر خواهی مهاجرت این میمونهای انسان نما را به آسیا و اروپا جایی که آنها تکامل خود را ادامه دادند ، منتقل نمودند آنهایی که در آفریقا باقی ماندند به روند تکاملی خود ادامه دادند و به صورت انسانهای امروزی درآمدند و سرانجام آنها به همه نقاط جهان مهاجرت کردند و جای همه میمونهای انسان نمای اولیه را گرفتند .

حدود ۸/۱ میلیون سال پیش دسته هایی از انسان های اولیه از راه خاورمیانه و آسیای جنوب غربی به سرزمینی که امروز گرجستان است مهاجرت کردند . این انسانهای اولیه جزو اولین دوره های انسان راست قامت یا آخرین دوره ای پیش از آن یعنی انسان ماهر (ابزار ساز ) یا Homo Habilis
دسته بندی می شوند . حجم مغز انسانهای اولیه ۹۰۰ سانتی متر مکعب بود در مقابل حجم مغز انسان امروزی که به طور متوسط ۱۳۵۰ سانتی متر مکعب است .

از خصوصیات این دسته گوشتخوار بودن است . چرا که در جایی مثل آسیای مرکزی و گرجستان
نمی شود مانند آفریقای آن زمان فقط با میوه ها و دانه های گیاهی زندگی کرد . سرزمینهای آسیای مرکزی دو فصل اصلی داشته است و در دوره ای از سال میوه و گیاهان به اندازه ی کافی در دسترس نبوده است .

در جایی به نام دمانیسی میان گرجستان و ارمنستان امروزی فسیل هایی از انسانها کشف شده است که طبق نظر محققین باید جزو این دسته از انسانها باشند . خود همین کشف به تنهایی از این نظر جالب است که نشان از مهاجرت انسانهای اولیه از آفریقا به سرزمین های آسیای مرکزی و روسیه دارد . یکی از این فسیلها نشان می دهد که دندانها در سنین نوجوانی او ریخته است ولی توانسته است که سالها پس از آن زندگی کند بطوری که موقع مرگ ۴۰ ساله بوده است . نشانه ی این موضوع پوشانده شدن
سوراخ های دندان های ریخته شده بوسیله ی رشد بعدی آرواره است . خوب سوالی که حالا مطرح است اینست که در شرایطی که میوه و گیاهان در دوره ی طولانی از سال در دسترس نبوده اند و فقط با گوشت شکار می شد زندگی کرد ، این انسان چگونه توانسته است بدون دندان سالها زندگی کند ؟ نام این فسیل را پیرمرد گذاشته اند .

راه حلی که می تواند منطقی تر از بقیه باشد این است که افرادی در گروه به او کمک می کرده اند و این کمک در طول سالیان ادامه داشته است . یعنی اتفاقی نمی توانسته است باشد . این کشف کوچک نیست و نشان می دهد که پیوندهای فامیلی و قبیلگی پا به پای رشد انسانی بتدریج در حال شکل گرفتن بوده اند و تاریخی بسیار دورتر دارند . همانطور که اشاره کردم دورترین نشانه ها در انسان هموساپینس و انسان نئاندرتال دیده شده بود .

با توجه به این یافته ها می توان به این فکر کرد که انسان در تماتیش محصول یک تکامل تدریجی است و آنچه انسانیت ما نام دارد یکباره شکل نگرفته است و ریشه های انسانی ما بیشتر از آنچه به نظر می آید با طبیعت درآمیخته است .



آن زمان که انسان نبود

زمانی بسیار دراز ، پیش از آنکه آدمیزاد بر روی زمین هویدا شود ، این زمین – که دیرزمانی پس از آن زادبوم انسان می شد – مراحل بی شماری از دگرگونی را پشت سر نهاده بود ، شکل گرفتن زمین به چهار هزار و هفتصد میلیون سال پیش باز می گردد . آن زمان که توده ای از گازهای گداخته بر رویه ی سخت یکی از سیاره ها نشست و سرد شد . آن سیاره همین زمینی است که ما بر آن زیست می کنیم . به دنبال آن در درازای شصت هزار سال باران های سیل آسا بر زمین فرو ریخت که اقیانوس ها از آن به وجود آمدند . همزمان آتشفشان های بزرگ پی در پی کوه ها را به وجود آوردند و شکل آنها را پی در پی دگرگون کردند . میلیون ها سال دیگر سپری شد تا جانوران پستاندار نمودار شدند که تکامل آنها به پیدایش انسان انجامید . باورهای گونه گون درباره ی پیدایش عالم و آدم که از اسطوره ها سرچشمه می گیرند بخشی بزرگ از میراث فرهنگی بشریت اند . دانش نو با همه پیشرفتگی و دستاوردهایش آدمی را درباره ی چگونه پیدا شدن زمین و منظومه ی شمسی به یک باور همگانی ، یکدست و بی چون و چرا نمی رساند . با این حال امروزه عموماً بر این گمان اند که منظومه شمسی این گونه به وجود آمد که توده ای از گازها و غبارهای پراکنده در فضا زیر تأثیر نیروهای جاذبه رفته رفته و به آرامی بر یکدیگر انباشته و فشرده شدند . از گرمایی که از این انباشتگی و فشردگی گازها و غبارها برخاست خورشید کم نوری زاده شد که رفته رفته دایره ای از گاز و بخار پیرامون خود پراکند . این گازها و بخارها کم کم سرد شدند ، فشرده شدند تا اینکه سیارات از آنها به وجود آمدند .

همزمان ، خورشید رفته رفته کوچک تر شد ، دورتر رفت و گداخته تر شد . نزدیک به خورشید توده های گاز و بخار که سنگین تر بودند بر هم فشردند و سیارات درونی منظومه شمسی را ساختند که زمین یکی از آنهاست . دورتر از خورشید اتم های سبک تر در هم فشردند و سیارات برونی را ساختند . گمان می رود که توده ی گازی که از زمین از آن ساخته شد چهار هزار سانتی گراد گرما داشت ، کمابیش به اندازه ی گرمای خورشید ۴۷۰۰ میلیون سال پیش زمین سرد شد ، گازها به مایع بدل شدند و آنگاه در گرمای ۱۵۰۰ درجه ذرات سفت و سخت بر رویه ی زمین نمایان شدند که بر توده ی گداخته زمین شناور بودند . گرما که کاهش یافت و به درجه ۷۰۰ درجه رسید رویه ی سخت زمین ده کیلومتر کلفت شده بود . از آن پس آهنگ سرد شدن زمین کند شد . رفته رفته که گرما بیشتر کاهش یافت اینجا و آنجا باران نم نم باریدن گرفت و نم نم باران به زودی به رگبارهای تند بدل شد .

ابرهایی که بر فراز زمین آونگ بودند در ازای شصت هزار سال بر زمین باریدند و  در گودی های رویه ی زمین اقیانوس ها را به وجود آوردند  . آب باران ها که بر زمین می بارید و اقیانوس ها را می انباشت رفته رفته گرمای زمین را کاهش می داد تا سرانجام به آن درجه رسید که امروز هست ، بیست تا سی درجه سانتی گراد . بارانی که بر زمین می بارید کمابیش سه میلیارد سال پیش بند آمد اما تا آن وقت زمین هنوز برای زیستن آماده نشده بود . هوای پیرامون زمین ترکیبی بود از اکسید دو کربن ، بخار و آب ، متان و آمونیاک . پس نمی توانست تابش ماوراء بنفش را که از خورشید به زمین فرو می ریخت چاره کند . رویه ی زمین نیز هنوز به اندازه ی کافی سفت و سخت نشده بود . خمش و نرمش داشت زیرا گدازه های آتشفشانی از اندرون زمین برون می جهید و بر رویه ی زمین می پراکند . بر خاره سنگ ها که گدازه های آتشفشانی به جا نهاده بودند هنوز هیچ گیاهی نروییده و آبی که بر رویه ی زمین یافت می شد شورابی بود که در فرورفتگی ها و گودال ها انباشته شده بود . اما همین چند و چون های بی نوید هسته های زندگی را در خود می پروریدند . عناصر شیمیایی پیچیده و شگفت آوری همچون اسیدهای آمینه و اسید فورمیک در آب دریاها پیدا شدند و از آب دریاها یک محیط زیست ساختند . ( توکلی ، ۱۳۸۴: ۲۱۳-۲۱۰ )
پیدایش نخستین باره انسان

دانستن اینکه انسان برای نخستین بار کی و کجا پیدا شده است برای تاریخدان فرهنگ ، ممکن نیست ، ولی یقین هست که انسان در آخرین دوره عصر نو زیوی وجود داشته است . استخوانهایی که ایوگن دوبوا جراح هلندی در ۱۸۹۱ در ناحیه توبنال واقع در جاوه کشف کرد  – استخوانهای بخش بالایی جمجمه یک استخوان ران و دو دندان – اگر براستی استخوانهای یک موجود بوده باشد می تواند نشان از وجود انسان در روزگاری کهن باشد . این تکه های بازمانده که تاریخدانان به عنوان انسان جاوه می شناسند ، شاید کهنترین تکه های استخوان بندی انسانی است که در اختیار ماست . عموماً فرض این است که انسان جاوه در اوایل دوره پلئیستوس می زیسته است . همچنانکه نشانه های اتصال ماهیچه حکایت می کند . او با اندام راست راه می رفته است . شیارهای مغزش نشان می دهد مغز او تفاوت بسیاری با مغز انسانواره دارد باید این واقعیت را یادآور شد که هیچ ابزاری همراه با بازمانده های انسان جاوه کشف نشده است نظریه های
بی پایه و مایه درباره فرهنگ انسان جاوه باورکردنی نیست . ( لوکاس ،۱۳۷۲ : ۲۲۰ )
بشر راه رفتن روی دوپا را می آموزد .

از نخستین رویدادهائی که در حیات بشر ، پس از ترک درختان و اختیار زندگی در سطح زمین رخ داد ، این بود که راه رفتن روی دو پا را آموخت .

وقتیکه طفل شش ماهه می شود ، با چهار دست و پا شروع به خزیدن بر روی زمین می کند . در دوازده ماهگی می تواند راست بایستد و نخستین قدمها را با دو پای ناتوان و لرزان خود بردارد . با آغاز ، باصطلاح تاتی تاتی راه رفتن طفل ، همیشه این خطر برای او وجود دارد ، که با صورت به زمین بخورد . حتی هنگامیکه می خواهد طول اطاق را بسرعت بپیماید ، ترجیح می دهد که باز خزیده و با کمک دستها و پاهای خود آن فاصله را طی کند . اما سرانجام بموازات تکامل و بهبودی وضع حس تعادل و بحد کافی قدرت و نیرو گرفتن پاهایش و بتدریج بیشتر و بیشتر از پاهای خود بعنوان وسیله تغییر مکان و رفتن از جائی به جای دیگر استفاده می نماید . مع الوصف در طی زمانی نسبتا طولانی راه رفتن واقعی را فرا می گیرد .

انسان برای یادگیری عمل راه رفتن ، همان مراحلی را می پیماید که اجداد او در طول میلیون ها سال پیش برای اینسو و آنسو رفتن طی کردند . شاید کودکان بخود بگویند : چرا راه رفتن روی دو پا را یاد می گیرم ؟ اینکه کاری ناراحت کننده است ، راستی چرا خودم را اذیت می کنم ؟

جوابی که این کودکان پس از دوره ای کوتاه برای خود می یابند اینست : فایده اینگونه راه رفتن اینست که می توانم روی دو پا ، باین سو و آن سو شتافته و دستهایم نیز آزاد خواهد بود و بدینوسیله بخوبی می توانم اشیائی نظیر اسباب بازیهایم را با خود حمل کنم !

البته خود ما هنوز نمی دانیم که چرا انسان راه رفتن را شروع کرد ؟ اما چنین به نظر میرسد که آزاد بود دستها برای انسان اولیه مزیت بسیار مهمی داشته است ، چه بدان طریق قادر به حمل همه نوع وسائل ، خوراک ، اسلحه یا حتی کودکانش بوده است و بهمین علت نیز ، انسانهای اولیه توانستند ، با توجه به مشقات فراوان زندگی در چراگاههای گسترده زنده بمانند .

بنابراین بار دیگر ، طبیعت نشان داد که حیواناتی می توانند نسلی از خود بجای گذارند که قادر باشند خود را با طبیعت و شرایط زیست موجود تطبیق دهند و بازنده ماندن ، اجداد نسل های آینده خود باشند . مفهوم تکامل نیز همین است . ( ناپیر ، ۱۳۵۲ : ۱۹-۱۸ )
بشر راه استفاده کردن از دستهایش را می یابد .

کلیه میمون ها و میمون های بی دم ، هوشیارانه و در راههای مختلفی دستهای خود را بکار گمارده و از آنها استفاده می کنند . آنها می توانند قفلها را باز کرده ، چوب پنبه ها را از سر بطری ها درآورده و حتی نقاشی کنند . در واقع میمون ها بدین علت قادر به انجام این کارها میباشند که انگشت شست آنها قابلیت تحرک بسیار خوبی دارد و تقریباً در هر وضعیتی می توانند با کمک آنها به اشیاء چنگ بزنند . دلیل دیگر آنستکه میمون ها دارای دماغ و مغزی فعال می باشند . آنها با تماشای انسانی که مشغول درآوردن چوب پنبه  یک بطری است ، بطور دقیق بیرون آوردن چوب پنبه را یاد می گیرند . بحدی مغزشان کنجکاو و فعالست که هر آنچه را می آموزند خود میآزمایند . وقتیکه اجداد بیشه ها را ترک کرده و زندگی در چراگاهها را پذیرا شدند ، دستهایشان تقریباً همانند دستهای ماهر میمونهای امروزی بود . پس از گذشت بیش از میلیونها سال دستهای انسان مختصر دگرگونی پذیرفته . انگشت شست کمی درازتر و کلفت تر شده و گوشت انتهای انگشتان پهن تر گشته است .

در جریان تکامل دست بشر ، تغییر مهمی در شکل آن بوجود نیامده ، بلکه دگرگونی عمده در وظیفه آن صورت گرفته است . اگر لحظه ای تعمق کنید ، درک خواهید کرد که دست هر عملی را که مغز امر باجرای آن دهد انجام می دهد . بنابراین چون مغز تکامل یافته و هوشیار تر شده ، بالنتیجه دست نیز ماهرتر گشته است .

مهمترین گامی که در راه تکامل بشر برداشته شد ، یادگیری طرق استفاده از اشیاء نظیر سنگ ، چوب و استخوانهای دیگر حیوانات بوده است .

بشر به خوبی دریافت که می توان از این اشیاء ابزار شگفت انگیز و مفیدی ساخت ، بعنوان مثال بشر می توانست ، یک سنگ گرد را بعنوان چکش بکار گرفته ، یک قطعه چوب را بصورت بیلی درآورده و از فک گوسفند نیز بعنوان یک  اره خوب استفاده کند . حدود یک میلیون سال پیش گروهی از انسانهای اولیه بسیار باهوش ، در آفریقای جنوبی زندگی می کردند ، آنها استعداد عجیبی در ساختن ابزار مختلف از استخوانهای حیوانات و طرز استفاده از آنها داشتند. ( همان منبع قبلی : ۲۱-۲۰ )
بشر ، ابزار می سازد .

در منطقه بسیار دور افتاده ای واقع در آفریقای شرقی بنام سرنگتی Serengeti دره تنگ و درازی بطول ده میل قرار دارد که الدووای گورج Olduvai Gorge نامیده میشود ( گورج بمعنی دره تنگ است ) .

هم اکنون این منطقه بصورت یکی از معروفترین دره های جهان درآمده است . عمق این دره سیصد فوت (پا) می باشد و صخره های آن متشکل از لایه های گوناگونی است که هر یک از لایه ها ، نشانگر و نمودار نشست رسوبات آتش فشانی است که طی سالیان متمادی بر روی یکدیگر قرار گرفته اند . در سال ۱۹۵۹ در لایه تحتانی آن که نخستین ریزش ها و رسوبات آتش فشانی بود و بالنتیجه قدیمیترین آنهاست . استخوان های بدن یک نوع انسان اولیه کشف شد . این موجودات همانند پیگمی ها نسبتا کوچک اندام بودند . پیگمی ها افرادی کوتاه قد هستند که در آفریقا و گینه نو پراکنده شده اند میانگین قد پیگمی های آفریقا که نگریلو  Negrillo نامیده میشوند کمتر از ۵ فوت می باشند .

کشف اسکلت تقریبا کامل پاهای این موجودات نشان داد که آنها همانند انسانهای امروزی روی دو پا راه می رفتند . فسیل استخوانهای این انسان اولیه همراه با شواهدی که بیانگر طرز زندگی و شرایط زیست و محیط اطراف آنها بود کشف گردید . استخوانهای حیوانات کوچک و ماهیانی که این انسان اولیه بدام انداخته بود و نیز استخوانهای حیوانات بزرگی را که تصادفا آنرا یافته و برای در آوردن مغزش آنرا شکسته بود بدست آمد .

همچنین ابزار سنگی ، در آن نواحی یافت شد که نوعی تبر محسوب می شود و انسانهای الدووای بمنظور های مختلف آنرا بکار می بردند . در واقع تبرهای سنگی مکشوفه  ، مثل چاقوهای جیبی پیش آهنگان ، برای انسانهای اولیه مفید بوده است .

بسیاری از مردم بر این عقیده اند که مهمترین مرحله تکامل انسان مرحل ایست که بشر اولیه شروع بساختن ابزار از اشیایی که در پیرامون خود می یافته و از آنها استفاده های ساده ابتدایی میکرده است . زیرا این مورد نشان میدهد که انسان شروع بتفکر در مورد آینده کرده است و همین بیش نگری و تفکر است که از جمله تمایزات اساسی و مهم بین انسان و حیوانات می باشد . شواهد و مدارکی که به نام طبقات زندگی شهرت یافته و از الدووای بدست آمده نشان می دهد که انسان الدووای درین دوره در گروه های خانوادگی زندگی می کرده است . ( همان منبع قبلی : ۲۳-۲۲ )
بشر شکارچی

خوراک ، انسان اولیه الدووای ، بیشتر سبزیجات ، میوه ها و ریشه درختان بوده و علاوه بر اینها از گوشت حیوانات کوچکی نیز که می توانست بدام اندازد ، تغذیه می کرد . خوراکهای فوق تفاوت چندانی با غذای افراد قبائل پیگمی امروزی ساکن کنگو ندارد . حدود نیم میلیون سال بعد از انسانهای کوچک الدووای افریقائی که دارای ابزارهای سنگی خشن و روشهای ساده تله گذاری بودند ، انسانهای بسیار پیشرفته تری بظهور رسیدند که شکارچی حیوانات بزرگ محسوب میشوند . اکتشافات و آثار مربوط به نخستین شکارچیان حیوانات بزرگ در جاوه واقع در هند شرقی و جزائر سند بدست آمده است ، بعدها نیز سنگواره بازمانده های این نژاد انسانی در چین ، اروپا ، آفریقای شمالی ، آفریقای شرقی و جنوبی کشف شد . چنانچه ملاحظه می کنید ، در آن عصر بشر در نواحی مختلف جهان که محل سکنی بشر امروزی است پراکنده شده بود .

بسیاری از مناطقی که انسان جاوه ای و اخلاف آن ، در آن نواحی کشف کرده اند ، دارای زمستانهای بسیار سرد بوده است . بالنتیجه دو مرحله مهم از تکامل انسان ، ( که او را قادر بزیست در آب و هوای بسیار سرد نمود ) در این دوره صورت گرفت .

یکی از این عوامل ، پیدایش آتش و استفاده از آن برای گرم نگهداشتن خود و ترسانیدن و گریزاندن حیوانات وحشی و درنده بوده و دیگری پرداختن بشکار ، بمنظور تهیه گوشت برای دوران طولانی زمستانها
( که در این فصل میوه و حبوبات نیز کمیاب می شد ) بوده است و بدین ترتیب توانستند ، نسل خود را حفظ کرده و زنده بمانند .

در صفحه مقابل صحنه ای از شکار نقاشی شد است . احتمالا انسانهائی که در شکار شرکت می کردند از چندین قبیله و گروههای خانوادگی مختلف بودند . باین علت آنها گرد هم جمع شده و بشکار دسته جمعی می پرداختند که تنها بدان طریق امکان بدام انداختن و فائق آمدن بر حیوانات عظیم الجثه وجود داشته است. شکار حیوانات بزرگ ، نسل انسان را در راه تکامل مرحله دیگری نیز رهنمون شد . زیرا بدینوسیله به ارزش کار جمعی و همکاری همگانی پی برد . گروههای کوچک انسانها بیکدیگر پیوسته و بجای جنگ با یکدیگر به کمک و یاری هم همت گماشتند . لذا تعاون و همکاری های ابتدائی بمنظور شکار دسته جمعی ، موجب پیدایش جوامع امروزی شد . ( همان منبع قبلی : ۲۵-۲۴ )
جمع آوری غذا

مهم ترین مشکل انسان نخستین ، فراهم کردن غذا بود . او از صبح تا شب در جنگلها به جست و جوی غذا می پرداخت و غذای خود را از میوه ی درختان ، ریشه و برگ گیاهان و تخم پرندگان به دست می آورد . جمع آوری غذا کار سختی بود . زیرا بعضی روزها از صبح تا شب سپری می شد و او چیزی برای خوردن پیدا نمی کرد . شب ها هم برای در امان ماندن از حمله ی حیوانات ، بالای درختان می خوابید .

خداوند به انسان در مقایسه با بقیه ی جانوران دو نعمت بزرگ عطا کرده است یکی نیروی عقل و دیگری دست های توانا . انسان نخستین به تدریج یاد گرفت که به کمک دست های خود ، ابزار بسازد . اولین ابزارهای او پیش تر سنگی بودند . در ابتدا از سنگ ، شاخه ی درختان و استخوان حیوانات برای کندن زمین و پیدا کردن ریشه ی گیاهان و سوراخ کردن پوست برای تهیه ی لباس استفاده می کرد . با گذشت زمان ، انسان ابزارهای بهتر و جدیدتری ساخت . برای مثال با بستن یک دسته ی چوبی به یک سنگ لبه تیز ، تبر ساخت یا با بستن یک سنگ نوک تیز به یک قطعه چوب نیزه درست کرد . او با استفاده از این ابزارها توانست بهتر از گذشته حیوانات را شکار کند .
کشف آتش

در ابتدا ، انسان ها از آتشی که در اثر رعد و برق به وجود آمد ، می ترسیدند و فرار می کردند . اما بعدها کم کم به آن نزدیک شدند . آنها پس از مدتی پی بردند که با به هم زدن بعضی سنگ ها می توانند آتش درست کنند . از آن پس از آتش برای گرم کردن خود ، روشنایی و پختن گوشت استفاده کردند . مدتی بعد از کشف آتش ، انسان توانست از آن برای ساختن ظروف سفالی ( پختن ظروف گلی ) استفاده کند . ( وزارت آموزش و پرورش ، ۱۳۸۲ : ۷۳-۷۱ )
دوره اسکان بشر در غار

انسان غار نشین در این دوره برای تهیه خوراک خود به شکار می پرداخت و برای این منظور حیله را بیش از اعمال قدرت بکار می برد . وی به طرز استعمال چکش سنگی ، تبر دستی ، تبری که به چوبدستی شکافدار متصل بود ، آشنایی داشت . انسان در آن موقع یک نوع ظرف سفالین نا هموار را که بطور ناقص پخته بود بکار می برد و در پایان دوره سکونت در غار این ظروف از فرط دود خوردگی به رنگ سیاه سیر درآمده بود . در این جامعه بدوی وظیفه مخصوصی به عهده زن گذاشته شده بود . وی گذشته از آنکه نگهبان آتش و شاید اختراع کننده و سازنده ظروف سفالین بود ، می بایست چوبدستی به دست گرفته در کوهها به جستجوی ریشه های خوردنی نباتات یا جمع آوری میوه های وحشی بپردازد . شناسایی گیاهان و فصل روییدن آنها و دانه هایی که می آوردند مولود مشاهدات طولانی و مداوم بود و او را به آزمایش کشت و ورز هدایت می کرد . نخستین مساعی وی در باب کشاورزی در زمینهای رسوبی انجام گرفت و در همان حالکه مرد اندک پیشرفتی کرده بود ، زن با کشاورزی ابتدایی خود در دوره نئولیتیک اسکان در غار ابداعات بسیاری کرد . در نتیجه می بایست عدم تعادلی بین وظایف زن و مرد ایجاد شود و شاهد همین امر اساس بعضی جوامع اولیه که زن در آنها بر مرد تفوق یافته بوده است .در چنین جوامعی و همچنین در جوامعی که تعدد شوهران برای زن معمول است ، زن کارهای قبیله را اداره می کند و به مقام روحانیت می رسد و در عین حال زنجیر اتصال خانواده بوسیله سلسله زنان صورت می گیرد؛چه زن ، ناقل خون قبیله به خالص ترین شکل خود بشمار می رود . این طرز اولویت زن یکی از امور مختص ساکنان اصلی نجد ایران بوده و بعدها در آداب آریاییان فاتح وارد شده است . (مهرآبادی،۱۳۸۰: ۴۴-۳۴ )

در این قسمت به ذکر غارهایی در ایران پرداخته می شود که توسط باستانشناسان مورد بررسی هایی پیش از تاریخی قرار گرفته اند . تاریخ تخمین زده شده برای این غارها حدود ۷۵۰۰ سال ق.م تا اوخر هزاره دوم ق.م می باشد .
غارهای کمربند ، هوئو و همجوار آن در مازندران :

 در سالهای ۱۹۴۹ و ۱۹۵۱ کارلتون .س. کون از دانشگاه فیلادلفیا به مطالعه دقیق دوران پیش از تاریخ در غارهای فوق پرداخت . الف – غار کمربند در نزدیکی بهشهر واقع است . در کاوشهای سال ۱۹۴۹ در این غار ۶ طبقه تشخیص داده شد که روی هم قرار داشت و مجموع این ۶ طبقه به ۲۸ قشر ۲۰ سانتیمتری تقسیم شد . این طبقات از نظر تاریخ میان دورانهای مزولیتیک و نئولیتیک واقع شده بود :
۱- طبقه بالا شامل آثار دوران نئولیتیک تا عصر حاضر بود . ۲- طبقه زیرین شامل سفالهای دوران نئولیتیک قدیم بود . ۳- طبقه سوم هیچ شباهتی به طبقه دوم از حیث آثار باستانی نداشت و در آن اثری از سفال بدست نیامد و نیز نشانه ای از کارهای زراعتی در آن دیده نمی شد . این دوره در عصر لئولیتیک پیش از سفال قرار دارد . ۴- طبقه چهارم شامل آثار پالئوتیک جدید یا دوران مزولیتیک بود ( مثلاً چاقوهای کوچک از سنگ چخماق سیاه ) ، ضمناً استخوانهایی شبیه به استخوانهای آهوهای پیش از تاریخی معروف به لاگاز لاسوب گوتروزا در آن طبقه دیده می شد . ۵- در این طبقه اشیایی شبیه به اشیاء طبقه چهارم پیدا شد . بعلاوه در آن تیغه هایی از سنگ چخماق و قطعاتی از سگ دریایی نیز دیده شد . ۶- طبقه آخر شامل خاک رس و شن و ماسه بود که در روی قشر های آب زیر زمینی قرار داشت . کاوشهایی که در سال ۱۹۵۱ در این ناحیه به عمل آمد ، نتایج پیدایشهای سال ۱۹۴۹ را تائید کرد . کارلتون کون پس از اینکه تحقیقات متخصصان مختلف را دقیقاً بازرسی کرده به این نتیجه رسیده که در دوره مزولیتیک جدید ، ساکنان غار  کمربند زندگی خود را با شکار خصوصاً شکار آهو یا بز کوهی و گوسفند و بز وحشی می گذرانده اند . این دو حیوان اخیر را در همان زمان تدریجاً اهلی کرده اند و در خدمت خود قرار دادند . در دوره نئولیتیک قدیم ، ساکنان غار مزبور اوقات خود را مصروف تربیت حیوانات اهلی می نمودند و گله های بز و گوسفند خود را به چراگاه می بردند . در دوران نئولیتیک جدید غارنشینان مزبور به کار زراعت پرداختند . در همان زمان نیز مردم نامبرده با هنر بافتنی و کوزه گری آشنایی پیدا کردند . از آن پس پشم و شیر بز مورد استفاده آنها قرار گرفت . کمی بعد خوک و بز کوهی نیز اهلی شد . بنابراین زراعت و اهلی شدن حیوانات در این ناحیه را می توان در آغاز هزاره چهارم ق. م قرار داد . ب – غار هوتو نزدیک تریجان واقع است . آزمایشهایی که با روش کربن ۱۴ به عمل آمد ، نشان داد که طبقات نئولیتیک غار هوتو متعلق به حدود ۶۰۰۰ ق.م بوده است و آثار طبقات مزولیتیک در آن ناحیه میان ۶۰۰۰ و ۸۰۰۰ سال ق.م  واقع شده است . باقیمانده های استخوانهایی نیز بدست آمد که یکی از آنها جمجمه یک دختر ۱۲ ساله از نوع معروف به انسان نئاندرتال بود . نمونه هایی از غلات و یک چنگال از جنس شاخ حیوان که از عهد نئولیتیک قدیم بود ، در این طبقه دیده شد . بطور کلی در این غار آثار تمدن دوران آهن و برنز و تمدن دورانهای کالکولیتیک و نئولیتیک سفال موجود است . ج – غار همجوار غار هوتو : در سال ۱۹۵۱ در این غار کاوشهایی به عمل آمد . ابتدا گودالی به عرض ۳ متر و طول ۵ متر و عمق ۲۵/۷ متر کنده شد . در عمیق ترین نقطه این گودال به سنگریزه های هعهد یخچالها برخوردند . این گودال را گودال A نامیدند و در آن تعداد زیادی طبقات از عهد آهن تا دوران نئولیتیک دیده شد و در قسمت پایین آن آثار دوران پالئولیتیک نیز به چشم می خورد . برای تحقیق بیشتر کاوش کنندگان یک گودال فرعی در میان طبقات دوران یخ بندان به عرض و طول ۲ متر در ۲ متر کندند و در آن چهار قشر متمایز را مشخص نمودند که شامل سنگ ریزه های سیاه بود در فاصله هر یک از این قشرها ماسه و لای قرار داشت . زیر این طبقات که از دوران یخچالها بود ، قشر دیگری از ماسه دیده شد و بالاخره کمی پایین تر به قشری از سنگ ریزه قرمز رنگ مخلوط با ماسه و خاک رس برخورد کردند . در این قشر ها اشیایی از سنگ چخماق بدست آمد که متعلق به دوران پالئولیتیک بود . در قشر چهارم در این طبقه و در زیر قشر سنگ ریزه ها سه اسکلت انسان پیدا شد که احتمالاً در حدود ۷۵۰۰ سال ق.م در این منطقه زندگی می کرده اند .

در کنار غارهای ذکر شده در فوق ، کارلتون کون غارهای علی تپه ، رستم قلعه و کلَّره ( نزدیک رستم قلعه ) ، بیستون ، تَمَتا و خونیک را نیز مورد بررسیهای پیش از تاریخی قرار داد .
۲- غار تنگ پَبدَه در کوههای بختیاری :

ر . گریشمن در سال ۱۹۴۹ این غار را که در شمال شرقی شوشتر و در کوههای بختیاری بود کشف کرد . این غار از زمان نئولیتیک تشخیص داده شده و تمدن آن همزمان با تمدن طبقه اول سیلک می باشد . از سه طبقه این غار اشیا متعدد از سنگ و استخوان و تعداد زیادی قطعات سفال بدست آمد .
۳- غارهای دره خرم آباد لرستان :

اکتشافات مزبور توسط ف . هول صورت گرفت . دره خرم آباد به طول ۵/۱ کیلومتر و عرض ۱۰ کیلومتر بین کوههای آهکی که به موازات هم کشیده شده ، در ارتفاع ۱۱۷۰ متری از سطح دریا واقع شده است . کوههای اطراف به صورت یک منبع ذخیره آب درآمده و در نتیجه بر خلاف سایر دره های لرستان ، دره خرم آباد دارای چشمه های آب خنک و تعدادی غار می باشد . هول ۱۷ محل اقامتگاههای انسانی دوره پالئولیتیک را این دره یافت . ۵ غار از این غارها یا مورد آزمایش قرار گرفتند و یا اینکه کاملاً حفاری شدند . متجاوز از ۹۰۰۰ ابزار سنگی جخماقی دستکاری شده و ۶۰۰۰ تکه استخوان حیوانات قابل تشخیص بدست آمد . هول تاریخ این آثار را احتمالاً مربوط به اواخر دوره موستری و آنها را حاکی از سکونت دامنه دار و مداومی در زاگرس می داند . از مشخصات این دوره وجود سر نیزه های مثلثی شکل و تیغه های جانبی می باشد که تقریباً تعدادشان سه برابر سر نیزه ها می باشد . مته و قلمهای حکاکی ساده ای با تعداد نسبتاً کم مشاهده شده اند .
۴- غارهای هیوِ در استان مرکزی :

در استان مرکزی ، در حدود ۸ کیلومتر بعد از هشتگرد به طرف قزوین و کنار جاده کارخانه سیمان آبیک ، یک جاده شوسه به طول ۴ کیلومتر به طرف کوهی که غارها در دامنه آن قرار دارند ، امتداد یافته است . در آنجا ۳ سغار به فاصله تقریباً ۱۵ متر از یکدیگر قرار دارند . یحیی کوثری باستانشناس ایرانی در سال ۵۴-۱۳۵۳ در این ناحیه بررسی هایی به عمل آورد و آنها را مربوط به دوران پارینه سنگی دانست .
( مهرآبادی ، ۱۳۸۰ : ۳۸-۳۴ )
دوره اسکان بشر در دشت

در هزاره قرن پنجم ق.م خشک شدن روز افزون دره ها که معلول پیشرفت دوره بی آبی بود موجب تغییراتی ژرف در شرایط زندگانی انسان گردید . دریاچه عظیم مرکزی کوچک شد و سواحل آن – که روها در آن ذخیره ای از لای حاصلخیز به جا گذاشته بودند – از مراتع و مرغزارهای وافر پوشیده گردید . جانورانی که در کوهها می زیستند ، به سمت چمنزارهایی که تازه پدید آمده بود ، فرود آمدند و انسان که به وسیله شکار زیست می کرد ، آنها را تعقیب کرد و در دشت اقامت گزید .

۱- تپه سیَلک کاشان : قدیمی ترین محل سکونت بشر که در دشت شناخته شده می باشد علایم سکونت اولیه انسان در این موضع در پای تپه ای مصنوعی درست بر فراز خاک بکر یافت شده است . الف – عهد اول سیلک : در این عهد که مربوط به هزاره پنجم ق.م می باشد ، انسان هنوز طرز ساختن خانه را نمی دانست و در زیر آلونکهایی که از شاخسار درختان درست شده بود خود را محافظت می کرد . سپس به زودی چینه های مخروبه محقری بر سر بقایای مساکن پیشین ساخته شد . وی همچنانکه به شکار خود ادامه می داد ، فعالیتهای فلاحتی را توسعه می بخشید و به ذخیره کردن آذوقه می پرداخت . استخوان گاو و گوسفند اهلی در بقایای این عهد پیدا شده است . علاوه بر ظروف سفالین و سیاه و دود زده که در غارها با دست و بدون چرخ ساخته می شد ، یک نوع ظروف تازه قرمز هم پیدا شده که در کوره های بسیار ابتدایی می پخته اند و عوارض این پخت و پز ، قطعات سیاه رنگی بر سطح آنها به جا گذاشته است . در این زمان نخستین پیشرفت در فن کوزه گری صورت گرفت و آن پیدایش ظروف منقوش بود . در اواخر این عهد نخستین اشیای کوچک مسین که هنوز چکش کاری می شد ظهور نمود . این انسان تازه دریافته بود که مس ، نرم و قابل تورق است . اما هنوز طرز ذوب کردن آن را نمی دانست. ب – عهد دوم سیلک : این مرحله در هزاره چهارم ق.م عبارت از دوره ای است که اندکی پیشرفته بود . بقایای این عهد بر روی آثار مربوط به نخستین دوره سکونت بشر در دشت اندوخته شده است .

در این دوره خانه وسیعتر گردید و دارای درهایی شد که محل نصب آنها اکنون مشهود است . چینه جای خود را به خشت گلی که تازه اختراع شده بود داد . اما در این عهد ، خشت فقط کلوخه ای از خاک بود که آن را در کف دست با خشونت درست کرده ، در آفتاب خشک می کردند . گودیهای داخل آن که به وسیله انگشت ابهام ایجاد می شد ، خود موجب اتصال ملاط می گردید . در زیر خاک کوفته ، نزدیک اجاق در جایی گود که مختص جام و کاسه بود و در عمقی قریب به ۱۵ یا ۲۰ سانتیمتر میت را به طرز خمیده و منحنی دفن می کردند . در این دوره یک نوع ظروف دیگر در جوار مصنوعات قدیم به ظهور رسید که کوچکتر از آنها بود ولی با دقت بیشتری ساخته و به طرز بهتری در کوره اصلاح شده ای پخته می شد . پیدایش این ظروف نشانه اختراع چرخ است که عبارت از یک تخته ساده باریک بود که روی زمین قرار می گرفت و شخصی آن را می چرخانید . فلز بتدریج برای ساختن ابزار مورد استفاده قرار گرفت و سنگ نیز ارزش اولی خود را حفظ کرد . مس را هنوز چکش کاری می کردند ولی ذوب نمی کردند و آن را برای درفشهای کوچک یا سنجاق بکار می بردند . علاوه بر استخوانهای حیوانات اهلی مربوط به عهد قبل استخوانهای نوعی از سگ تازی و اسبی از نوع پرزوالسکی نیز بدست آمده است . استخدام این چهارپایان مساله مسافرت و حمل و نقل را حل کرد و از سوی دیگر کشت مزارع را تسهیل نمود . دهکده به سرعت ترقی کرد . بشر که خیش را از سابق استعمال می کرد ، با توسعه فعالیت وی در رشته کشاورزی بر آن شد که بیش از پیش طرز کار کردن اجتماعی را بپذیرد و از مدد همسایگان خود در ساختمان خانه ، هموار کردن زمین و آبیاری استفاده کند . زن ، خود را با باغ مشغول می داشت . غذا تهیه می کرد و هنوز به ساختن ظروف سفالی نیز می پرداخت . اما صنعت مذکور در این عهد به دست پیشه ورانی افتاد که هنوز چرخ کوزه سازی را بکار می بردند . در این زمان تجارت توسعه یافت و مبادلات متداول می گردید . جو و گندم که بومی ایران است ، از ایران هم به مصر و هم به اروپا وارد می گردید . ارزن که اصل آن از هند بود به ایتالیا فرستاده می شد و برعکس جو دوسر و خشخاش اروپا در آسیا رواج داشت و حتی به چین هم می رسید . ج – عهد سوم سیلک : این دوره نیز در هزاره چهارم ق. م بوده است . در این زمان در معماری ماده جدید ظهور کرد . بدین معنی که آجر بیضوی شکل متروک گردید و بجای آن آجر صاف و مستطیل که با خاک نرم ساخته می شد و هنوز هم مورد استعمال است ، به کار برده شد . محله های دهکده که کوچه های تنگ و پیچاپیچ آنها را قطع می کرد ، به وسیله مرزها از یکدیگر مجزا می گردید . دیوارهای خارجی خانه ها برای کسب نور و سایه دارای فرورفتگیها و برجستگیها بود و پی آنها گاهی بر سنگهای خشک نهاده می شد . درها همچنان پست و تنگ بود و ارتفاع آنها معمولاً از ۸۰ و ۹۰ سانتیمتر تجاوز نمی کرد . پنجره نیز متداول بود و عموماً به طرف کوچه باز می شد . قطعات سفالی بزرگ که در دیوار کار می گذاشتند ، خانه را از رطوبت حفظ می کرد . تزیین داخلی همچنان با رنگ قرمز صورت می گرفت اما رنگ سفید هم در این عهد پدید آمد . مرده را هنوز در کف خانه دفن می کردند و همراه میت مقدار بسیاری لوازم در قبر می نهادند . در این دوره پیشرفت قطعی ای که ما هنوز از فواید آن برخورداریم در صنعت کوزه گری ایجاد شد و آن اختراع چرخ و کوره آجرپزی با ضمائم آن بود . صنعت فلزکاری نیز به ترقی خود ادامه داد . مس را ذوب و ریخته گری می کردند و شماره و تنوع اشیاء بیش از پیش بود . اما ابزار سنگی همچنان مورد استعمال و استفاده عموم بود و بتدریج جای خود را به تبر هموار مسی و کج بیل دارای ثقبه اتصال داد . دشنه ها و چاقوهای مسین در خانه های متعلق به این دوره یافته شده است . پیشه ور به ساختن لوازم آرایش آغاز کرده بود ، از قبیل آیینه و سنجاقهای بزرگ با سر نیمکره شکل . جواهر بیش از پیش تنوع یافت و از حیث مواد غنی تر شد . برای تشخیص مالکیت ، مُهر را استعمال می کردند : روی کلوخه ای از گل رس علامت گذاری می شد و آن را در دهانه خمره جا می دادند و یا به طنابی می بستند . در ابتدا تزیینات هندسی قاعده اصلی بود ، اما بزودی تجسم اشکال انسان ، نباتات و برخی علایم ه بدون شک از تزیینات ظروف سفالین الهام گرفته بود و شاید مانند همان تزیینات مفهوم تحریر را داشت ، معمول گردید . جامعه با آنکه از لحاظ خانواده بیش از پیش توسعه یافته بود ، قرنها در مرحله ماقبل تاریخی باقی ماند .

۲- خوزستان : دشت رسوبی خوزستان از دورانهایی بس قدیم در حدود ۱۰۰۰۰ سال ق.م مورد سکونت اقوام پیش از بوده است . این اقوام پیش از تاریخ در این دشت ، تمدنی را بوجود آوردند که از مشخصات آن نوعی سفال نخودی رنگ ظریف و زیبا بود و به همین لحاظ در باستانشناسی به نام تمدن سفال نخودی رنگ شناخته شده و نامگذاری گردیده است . سفال نخودی رنگ این تمدن همراه با خصوصیات دیگر آن در منطقه وسیعی گسترش یافت و به نقاط مجاور و نواحی اطراف این تمدن راه یافت . این تمدن سفال نخودی رنگ به تدریج به مراحل کمال رسیده و در این هنگام مرکز آن یعنی شهر شوش ، دوران و مرحله یک اجتماع کشاورزی را پشت سر گذارده و در حدود اواخر هزاره پنجم ق.م به مرحله دوران شهرنشینی رسید . نفوذ این تمدن که در زمینه شهرنشینی و صنایع پیشرفت قابل توجهی نموده بود ، بتدریج به مناطق همسایه و همجوار سرایت کرد و آنها را تحت تاثیر خود قرار داد . آثار و بقایای سفال منقوش و مشخص آن که به نام سفال نخودی مشهور است  ، در منطقه وسیعی از شرق دریای مدیترانه تا دره رود سند ، در حفاریهای باستانشناسی در مناطق باستانی آشکار گردیده است . پیشرفت صنایع به همراه وضع پیشرفته و شکوفای اقتصادی اقوام مسکون در دشت شوش را بدانجا رسانید که ساختمانهای عظیم عام المنفعه احداث کردند و مبادلات تجارتی که در این هنگام در این شهر و نواحی مجاور آن انجام می گردید ، بتدریج ضرورت ثبت و ضبط این مبادلات را ایجاب نموده و راهگشای علائم ابتدایی بدین منظور گردید و به زودی به مرحله نحوه کتابت خطوط تصویری و ابتدایی – که بهترین وسیله ثبت و ضبط این مبادلات بودند منجر گردید . بتدریج اقوام پیش از تاریخ دشت شوش ، مراحل ابتدایی خطوط تصویری را پشت سر گذارده و در حدود اواسط هزاره چهارم ق.م این اجتماع وارد دوران تاریخی گردید . (مهرآبادی ،۱۳۸۰ : ۴۰-۳۸ )

 

قیمت فایل فقط 8,500 تومان

خرید

برچسب ها : دانلود تحقیق انسانهای نخستین , انسان های نخستین , تحقیق انسان های نخستین , تصور انسانهای اولیه از آسمان , دانلود مقاله انسان های نخستین , دوره اسکان بشر در غار , مقاله انسان های نخستین , پایان نامه انسان های نخستین , پروژه انسان های نخستین , پیدایش نخستین باره انسان , غار , کشف آتش , غار تنگ پَبدَه در کوههای بختیاری ,دوره اسکان بشر در دشت , دین و فرهنگ جوامع اولیه , تکامل انسان

پاورپوینت-دودکش و نکات ایمنی نصب آن

پاورپوینت-دودکش و نکات ایمنی نصب آن

پاورپوینت-دودکش و نکات ایمنی نصب آندسته: فنی و مهندسی 
بازدید: 1 بار 
فرمت فایل: pptx 
حجم فایل: 3318 کیلوبایت 
تعداد صفحات فایل: 39 

این فایل درباره دودکش آموزش نصب آن و نکات ایمنی در طراحی آن در 39 اسلاید با افکت زیبا میباشد

قیمت فایل فقط 4,000 تومان

خرید

 

  

سرمای پاییزی در تهران متاسفانه با مرگ سه نفر از همشهریها بر اثر استنشاق گاز ، شروع شد. آمارهای پزشکی قانونی و سازشمان آتش نشانی تهران متاسفانه نشان می دهد که سال به سال ، بر شمار قربانیان ناشی از استنشاق گاز یا به اصطلاح عموم ، گاز گرفتگی افزوده شده است.

 

 

برای این امر دلایل چندی ذکر شده است که عمده ترین آنها به ضعف آموزشی مردم در نحوه استفاده از وسایل گاز سوز باز می گردد و در رتبه دوم ، وسایل گاز سوز پرتعدادی در بازار مقصر است که استاندارد نیست و به فراوانی هم تولید و توزیع می شود.

 

به گزارش گروه ایران ویج ، درباره راههای مقابله با گازگرفتگی مجموعه ای از سووالات در اذهان وجوددارد . ایرنا استان تهران این سووالات را جمع آوری و به نزد کارشناسان امر در سازمان آتش نشانی تهران برده است . جواب آنها را که سالهای بسیاری تجربه مقابله با حوادث مختلف و از جمله گاز گرفتگی را دارند ، در اینجا می خوانید.

 

 

لطفا دقایقی فرصت بگذارید و این مطلب را بخوانید باور کنید حتما ارزش آنرا خواهد داشت.

 

 پرسش شما، پاسخ کارشناسان

  

▪ دریچه کولر در زمستان بسته باشد یا باز؟

 

در فصل سرما توصیه می شود دریچه کولر بسته شود، زیراکانال کولر به علت داشتن ارتفاع و قطر بیشتر نسبت به دودکش ساختمان، عمل دودکشی قوی تری انجام می دهد و می تواند به عنوان دودکش عمل کند و جریان خروج دود از دودکش به صورت معکوس انجام شود.

 

 این عمل به ویژه هنگامی که منافذ ورود هوا به داخل فضای بنا مسدود باشد بهتر و راحت تر صورت می گیرد و می تواند در حالت جریان معکوس یعنی عمل ورود هوا از دودکش و خروج حرارت و محصولات احتراق از کانال کولر صورت گیرد.

  

▪ علائم مسمومیت با گاز co چیست؟

 

علائم مسمومیت با منواکسید کربن می تواند طیف وسیعی از علائم را شامل شود که در بیماری های مختلف دیده می شود. متاسفانه بسیاری از این علائم شبیه به علائم سرماخوردگی است و اکثر افراد فکر می کنند به دلیل سردی هوا دچار سرماخوردگی شده اند و تمایل به استراحت و خوابیدن پیدا می کنند. ابتلای تمام افراد خانواده به علایمی شبیه به آنفلوآنزا، بروز مسمومیت در افراد را نشان می دهد.

 

 سردرد

  

ضعف جسمانی

 

سرگیجه و بی قراری

 

تهوع و استفراغ

 

خمیازه کشیدن بیش از حد.

  

کاهش دید از علایم عمومی مسمومیت ها است.

 

 حالت خواب آلودگی شدید، کسلی، خستگی و کاهش قدرت عضلانی از جمله علایم اولیه مسمومیت در افراد به شمار می رود. چنانچه افراد در این مرحله متوجه چنین علایمی شدند، با خارج شدن از فضای آلوده می توانند از پیشرفت مسمومیت پیشگیری کنند.

 

 ▪ آیا استفاده از شومینه به عنوان یک وسیله گرمایشی مناسب است؟

 

به علت آنکه عمل احتراق در شومینه در محیط باز صورت می گیرد (دردرون محفظه نیست) انتشار محصولات احتراق (شامل co و co۲) در مقایسه با سایر وسایل گاز سوز با محفظه، بسیار بیشتر است.

 

 به علت داشتن دمپر دریچه مسدود کننده (دودکش )و تنظیم دستی آن، احتمال وقوع خطا و اشتباه زیاد و خطر آفرین است.

 

به علت اتلاف انرژی حرارتی بسیار زیاد در مقایسه با دیگر وسایل حرارتی گاز سوز توصیه نمی شود.

 

به علت آنکه عمل احتراق در شومینه در محیط باز صورت می گیرد احتمال بازیگوشی کودکان و بروز آتش سوزی بسیار زیاد است.

 

توصیه می شود از شومینه صرفاً به عنوان تنها وسیله گرمایشی در محیط استفاده نشود زیرا جنبه تزئینی و لوکس آن بر جنبه گرمایشی آن غالب است.

 

نکته: استفاده از شومینه به مدت کوتاه مدت آنهم در زمان هوشیاری و بیداری اشکال ندارد.

 

توصیه می شود در مکان هایی که از وسایل گازسوز استفاده می شود ،جهت بالابردن ضریب ایمنی محل، از سنسور حساس به گاز CO استفاده شود.

 

▪ چه مقدار از گاز منوامسیدکربن در محیط می تواند برای انسان خطرناک باشد؟

 

  میزان مونواکسیدکربن بر حسب PPM اثرمونواکسیدکربن بر انسان بر حسب زمان PPM ۹ بیشترین میزان مجاز در محیط زندگی PPM ۵۰ در حدود ۸ ساعت بیشترین تهدید را برای انسان خواهد داشت.

 

PPM ۴۰۰ بین ۱ تا ۲ ساعت باعث سردرد از ناحیه پیشانی می شود وقرار گرفتن در آن محیط بیشتر از ۳ ساعت جان انسان را تهدید خواهد کرد.

 

PPM ۸۰۰ این میزان باعث تهوع و تشنج می شود و در حدود ۲ ساعت می تواند منجر به مرگ شود.

 

 PPM ۱۶۰۰ در مدت ۲۰ دقیقه انسان را دچار حالت تهوع می کند و در مدت ۱ ساعت جان انسان را خواهد گرفت.

 

PPM ۱۲۸۰۰ بین ۱ تا ۳ دقیقه به مرگ منجر می شود.

 

 

▪ سیستم ODS در بخاری های بدون دودکش چکونه کار می کند؟

 

پیلوت « ODS»در هوای معمولی با درصد اکسیژن %۲۰/۹ عملکرد مناسب و معمولی دارد. در موارد غیر از این هنگامی که سطح اکسیژن محیط شروع به کاهش می کند و تقریباً به ۵/۱۸% ۱۸% می رسد شعله پیلوت « ODS» از ترموکوپل جدا می شود و شروع به پریدن می کند که باعث سرد شدن ترموکوپل و بسته شدن راه گاز در شیر شده و به عبارت دیگر وسیله با عملکرد ایمن خاموش می شود.

 

از آزمون های مهم و سختگیرانه طبق بند ۸ ۴ ۲ استاندارد ملی آزمون خارج کردن اکسی پیلوت از مدار است.انجام این آزمون به این علت است که اگر بنا به علتی اکسی پیلوت دستکاری شود و عمل نکند بخاری برای مصرف کننده خطرناک نباشد. شرایط این تست به این صورت است که باید با روشی « ODS » از مدار خارج شود ودر این صورت اگر اکسیژن محیط به ۵/۱۵% حجمی کاهش یافت مقدار مونواکسید کربن تولید شده نباید از ۲۵۰PPM تجاوز کند.

  

 

▪ آیا استفاده از لوله های آکاردئونی برای دودکش مجاز است؟آیا استفاده از لوله های آکاردئونی برای دودکش مجاز است؟

 

خیر

 

 زیرا بدنه(دیواره) این نوع دودکش ها استحکام کافی را ندارند و با گذشت زمان بر اثر حرارت و رطوبت احتمال سوراخ شدن وجود دارد.

 

به علت نبود قطعاتی که در هم قرار گیرد ،در این نوع دودکش ها، احتمال آببندی شدن در محل اتصال را بطور کامل ندارد و احتمال بازگشت محصولات احتراق به محیط زیاد است.

 

بدلیل نوع ساختار، این نوع دودکش با گذشت زمان شکل اولیه خود را از دست می دهد و به حالت آویزان درمی آید .همچنین احتمال ایجاد پیچ و خم های نامناسب در طول دودکش وجود دارد(u شکل) ضمناً وزن خود لوله آکاردئونی می تواند در درازمدت باعث خارج شدن آن از محل اتصال به دهانه دودکش های دیواری ومنجر به بازگشت محصولات احتراق به محیط شود.

 

افت فشار در این لوله ها زیاد است و تاثیر منفی در مکش سیال(دود) دارد.

  

▪ آیا می توان از دودکش شومینه به جای دودکش بخاری استفاده کرد؟

  

این عمل توصیه نمی شود اما درصورت ضرورت با رعایت شرایط ذیل امکان پذیر است:

  

در صورتی که دودکش شومینه تا پشت بام هدایت شده باشد یعنی دودکش به صورت اصولی طراحی و اجرا شده باشد و محل ورود دودکش بخاری به شومینه کاملاً آببندی شود و رعایت حداقل اتصال و زانویی و شیب رو به بالا، الزامی است.

  

الزاماً، شومینه جمع آوری شود و مورد استفاده قرار نگیرد.

   

بهتر است برای نصب سنسور اعلام کننده گاز Co در محیط اقدام شود.

  

▪ علت اصلی سرد شدن دودکش های وسایل گازسوز چیست؟ و راهکارهای اصلاح دائم یا موقت آن کدام است؟

 

علل اصلی سرد شدن دودکش ها می تواند به شرح ذیل باشد:

 

 عمدتاً سردی دودکش ها در آن دسته از مواردی اتفاق می افتد که دودکش بطور اصولی و استاندارد طراحی و نصب نشده باشد و دودکش عملاً امکان تهویه محصولات احتراق را به طور مطلوب نداشته باشد. (دودکش هایی که از دیوار های جانبی و پنجره ساختمان و به صورت غیر اصولی خارج شده اند و ارتفاع آنها کمتر از بام ساختمان است)

  

در اثر احتراق وسیله گازسوز اکسیژن محیط مصرف می شود در صورتی که منافذ و مجرای ورودی هوا برای سوختن و سیله گازسوز ناکافی باشد ، عملاً شاهد کمبود اکسیژن در محیط خواهیم بود و فضای اطاق دچار یک نوع فشار منفی در مقایسه با هوای بیرون می شود، در این حالت جریان هوا از طریق دودکش از بیرون به داخل اطاق برقرار و دودکش سرد می شودکه معنای آن این است که در این حالت محصولات احتراق شامل (co و co۲) بطور کامل از محیط خارج نمی شوند و بخشی از آن در محیط پخش شده و احتمال خطر برای شهروندان وجود دارد.

 

راهکار پیشنهادی در این موارد توصیه به شهروندان برای باز گذاشتن بخشی از درب یا پنجره که در مسیر جریان هوا است وبتواند اکسیژن کافی به محیط برساند.(به عبارتی تعبیه دریچه ثابت ورود هوا – راهکار مناسب)

 

در صورتی که پس از گذشت چند دقیقه بازهم دودکش به دلایل مختلف گرم نشود، توصیه می شود وسیله گازسوز خاموش شود و متخصصان آن را کاملاً بررسی کنند تا آن موقع می توان برای گرم کردن محیط از بخاری برقی استفاده کرد.(راهکار موقت)

 

راهکار دائمی آن است که دودکش ها بصورت اصولی و استاندارد تا پشت بام منزل اجرا و اکسیژن کافی برای سوخت وسیله گازسوز در محیط تامین شود.

 

این احتمال نیز وجود دارد که به علت سردی بیش از حد، سرما از طریق دودکش هایی فلزی که غیر اصولی اجرا شده اند به بدنه آن منتقل شود و از طریق هدایت بخش هایی از دودکش های داخل محیط اطاق را نیز سرد کند که به علت سردی دودکش، گازهای داغ بهمراه محصولات احتراق در اثر برودت دیواره دودکش سرد و عملاً سنگین شده و بصورت مطلوب و اصولی از دودکش خارج نمی شود و درصدی از محصولات احتراق در محیط منزل پخش می شود، در این حالت نیز می توان به شهروندان توصیه کرد با استفاده از عایق های مناسب دودکش های فلزی خود را پوشش دهند.

 

از دیگر عواملی که می تواند منجر به سرد شدن دودکش ها شود ایجاد جریان های هوای تند (باد) است که بطور مستقیم و غیر مستقیم بر دودکش ها وارد و عملاً بر جریان خروج حرارت و محصولات احتراق از دودکش ها غالب می شود و آن را به داخل محیط بر می گرداند.

 

راهکار پیشنهادی عبارت است از اجرای صحیح و اصولی دودکش ها تا پشت بام و نصب کلاهک H بر روی آن و رعایت فاصله دودکش از دیوارهای جانبی و ارتفاع دودکش حداقل ۶/۰ متر بالاتر از سطح پشت بام.

 

▪ در بالای پشت بام آیا صرفاً، باید کلاهک اچ نصب شود یا استفاده از کلاهک تکی نیز مجاز است؟

 

بطور کلی کلاهک H از کلاهک تکی برتر است ولی، برای وسایل گازسوز با نرخ حرارتی بالا مثل موتورخانه ها استفاده از کلاهک H الزامی و ضروری است.

 

▪ فاصله دودکش تادهانه بخاری چه مقدار باشد؟

 

با رعایت تهویه مناسب برای وسیله گازسوز و نبود امکان سرایت حرارت به مواد قابل اشتعال جانبی و بروز آتش سوزی، این فاصله بایستی به حداقل ممکن خود برسد.

 

دستگاه گازسوز فاصله مج

 

قیمت فایل فقط 4,000 تومان

خرید

دینامیک سازه‌ها

دینامیک سازه‌ها

دینامیک سازه‌هادسته: فنی و مهندسی 
بازدید: 7 بار 
فرمت فایل: pptx 
حجم فایل: 4746 کیلوبایت 
تعداد صفحات فایل: 47 

این پاورپوینت درمورد دینامیک سازه ها می باشد و در قالب ppt میباشداین پاورپوینت درمورد دینامیک سازه ها می باشد و در قالب ppt میباشد

قیمت فایل فقط 5,000 تومان

خرید



دینامیک سازه‌ها

 

دینامیک سازه‌ها (به انگلیسی: Structural dynamics) زیر شاخه‌ای ست از تحلیل سازه‌ها و تئوری ارتعاشات است که به آنالیز و مطالعه رفتار سازه‌ها تحت اثر بارهای دینامیکی می‌پردازد.

 

مقدمه[ویرایش]

 

بارهای وارده بر سازه در بعضی موارد ممکن است از نظر مقدار، جهت و موقعیت تغییراتی نسبت به زمان داشته باشند. این بارها را اصطلاحاً بارهای دینامیکی گویند. در چنین حالتی رفتار سازه «مقادیر تغییر شکلها، نیروهای داخلی و تنشها» وابسته به زمان خواهد بود؛ بنابراین رفتار سازه در این حالت بر عکس رفتار استاتیکی آن جواب منحصربه‌فردی نخواهد داشت، بلکه در هر لحظه از زمان، رفتار خاصی برای آن موجود خواهد بود که به آن رفتار دینامیکی می‌گویند.

 

در اثر اعمال بارهای دینامیکی، تغییر مکان حاصله همراه با سرعت و شتاب خواهد بود. جهت مقابله با شتاب وارده، نیرویی به نام نیروی لختی در اثر جرم و جهت مقابله با سرعت، نیروی میرایی در اثر اصطکاک بین ذرات، لقی اتصالات و غیره بوجود می‌آید؛ بنابراین نیروهای داخلی سازه نه تنها می‌باید با بارگذاری اعمال شده بر آن در تعادل باشند، بلکه نیروهای لختی ناشی از شتاب و میرایی ناشی از سرعت نیز در تعادل مؤثر می‌باشند. از جمله اثرات دینامیکی وارد بر سازه‌ها و ساختمان‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:[۱]

 

  1. اثر زلزله
  2. نیروی باد
  3. نیروی ناشی از امواج بر سازه‌های دریایی
  4. اثر انفجارها
  5. بارهای متحرک ترافیکی
  6. پی ماشین آلات

 

اجزای تشکیل دهنده یک سیستم ارتعاشی شامل جرم، فنر، میرا کننده و نیروی محرک است که برای سیستم‌های حقیقی معمولاً پیوسته هستند؛ ولی در بیشتر مواقع با جایگزین کردن خواص پیوسته به صورت ناپیوسته ممکن است تجزیه و تحلیل را ساده‌تر نمود. بعد از آنکه خصوصیات مکانیکی هر جزء تعیین گردید، آنالیست در وضعیتی می‌باشد که می‌تواند یک مدل ریاضی تشکیل دهد که نمایانگر سیستم حقیقی است.
با توجه به مطالب ذکر شده، سیستم‌های ارتعاشی را می‌توان بر حسب نوع مدل ریاضی به دو دسته طبقه‌بندی نمود؛ مدل‌های پیوسته دارای تعداد درجات آزادی معینی هستند، حال آنکه سیستم‌های ناپیوسته دارای بی‌نهایت درجه آزادی هستند. طبق تعریف درجه آزادی عبارتست از تعداد مختصات مستقل برای توصیف حرکت یک سیستم.
[۲]

 

معادلات حرکت سیستم‌های یک درجه آزادی[ویرایش]

 

کلیات[ویرایش]

 

معادلات حرکت، روابط ریاضی حاکم بر تغییر مکانهای دینامیکی دستگاه‌ها می‌باشد. معادلات حرکت به طور کلی از سه روش مختلف بدست می‌آیند که هرکدام از آن‌ها در حالت خاص ممکن است از دو روش دیگر مناسبتر باشد.

 

  1. قوانین حرکت نیوتن(اصل دالامبر)
  2. اصل هامیلتون
  3. اصل کار مجازی

 

روش تعادل دینامیکی (اصل دالامبر)[ویرایش]

 

نیروی لختی که نمایانگر مقاومت جسم در مقابل شتاب حرکت می‌باشد از رابط زیر بر حسب شتاب حرکت حاصل می‌گردد:

 

 

 

به کمک این اصل معادلات حرکت اجسام را می‌توان با در نظر گرفتن نیروی لختی به شکل مشابه تعادل استاتیکی اجسام بدست آورد. به عبارت دیگر اگر نیروی اینرسی را به عنوان نیروی مقاوم در برابر شتاب گرفتن و در خلاف جهت حرکت، وارد پیکره آزاد جسم نماییم معادله حرکت آن را می‌توان با نوشتن معادله تعادل کلیه نیروهای موجود در پیکره آزاد جسم به سادگی بدست آورد. نیروی (P(t نیز می‌تواند نیروی خارجی، نیروی ارتجاعی و یا نیروی میرایی باشد.

 

اصل هامیلتون[ویرایش]

 

در برخی موارد به کار بردن روش انرژی که بر اساس کمیت‌های عددی انرژی جنبشی و انرژی پتانسیل دستگاه می‌باشد، نسبت به روش برداری مناسب تر است. این روش که مبتنی بر اصل هامیلتون می‌باشد، معمولاً به صورت زیر نوشته می‌شود:

 

 

 

که در این رابطه:
T: انرژی جنبشی
V: انرژی پتانسیل
W: کار انجام شده توسط نیروهای غیرپتانسیل نظیر نیروی میرایی و بارهای خارجی دلخواه
: نشان دهنده تغییرات این انرژیها
اصل هامیلتون بیان می‌دارد:

 

مجموع تغییرات انرژی‌های جنبشی و پتانسیل دستگاه و کار انجام شده توسط نیروهای غیرپتانسیل در فاصله زمانی  برابر صفر است.

 

اصل کار مجازی[ویرایش]

 

اصل کار مجازی بیان می‌دارد:

 

کار مجازی انجام شده توسط نیروهای فعال خارجی بر روی یک مجموعه مکانیکی ایده‌آل در حد تعادل به ازای هرگونه جابجایی مجازی سازگار با قیود مجموعه مساوی صفر است.
شرط تعادل سیستم هم ارز با صفر بودن نیروها در یک تغییر مکان مجازی می‌باشد. طرز به کار بردن این اصل برای دستیابی به معادله حرکت دستگاه به این ترتیب است که ابتدا باید کلیه نیروهای وارده بر جرم‌های متمرکز شده دستگاه را مشخص نمود. به ویژه نیروهای لختی که طبق اصل دالامبر بدست آمده‌اند، سپس در هر درجه آزادی دستگاه تغییر مکان نسبی ایجاد کرده و کار انجام شده توسط نیروهای متعادل کننده را برابر صفر قرار می‌دهیم. به این ترتیب برای n درجه آزادی n معادله تعادل می‌توان نوشت که به n معادله حرکت دستگاه منتهی می‌گردد. اگر دستگاه شامل تعداد زیادی جرم متمرکز باشد روش‌های انرژی یا مکان‌های مجازی مناسبتر می‌باشد.

 

نیروهای مؤثر در معادلات حرکت[ویرایش]

 

نیروهای مؤثر در معادله حرکت دستگاه‌هایی که به صورت یک درجه آزادی مدل شده‌اند، عبارت از نیروهای مقاوم در مقابل تغییر مکان، سرعت و شتاب می‌باشد. عاملی که تغییرمکان را به نیرو مربوط می‌کند معمولاً به شکل فنر مدل می‌شود.
نیروی فنر fs همواره در امتداد محور فنر عمل می‌کند، در محدوده تغییر طول‌های کوچک رابطه نیرو و تغییر طول فنر را به صورت خطی در نظر می‌گیریم، از آنجا که تغییر طول مدلی از تغییر شکل واقعی سازه می‌باشد با توجه به خطی بودن رابطه نیرو- تغییر مکان در محدودهٔ تغییر شکلهای کوچک سازه طبق قانون هوک، این فرض کاملاً منطقی است؛ لذا می‌توان نوشت:

 

که در آن k ثابت فنر نامیده شده و واحد آن عبارتست از واحد نیرو بر واحد طول .
در یک سازهٔ تغییر شکل یافته به غیر از جذب انرژی ناشی از تغییر شکل ارتجاعی آن که با فنر بالا مدل می‌شود، مقداری انرژی نیز تلف می‌گردد. به عبارت دیگر در هنگام تغییر شکل سازه، مکانیزم‌های میرایی در آن بوجود می‌آید. مدل تحلیلی متداولی که برای میرایی در تحلیل‌های دینامیکی در نظر گرفته می‌شود، کمک فنر ویسکوز می‌باشد. ثابت تناسب نیروی میرایی با سرعت، ضریب میرایی نامیده شده و با C نمایش داده می‌شود؛ بنابراین نیروی میرایی را می‌توان با رابطه زیر در معادله تعادل منظور نمود.

 

واحد C در دستگاه SI برابر  است.

 

تعیین کردن و منظور کردن نیروهای لختی در معادلات حرکت شاید مهمترین بخش از مراحل تعیین این معادلات باشد. نیروی لختی ذره از معادله حرکت نیوتن بدست می‌آید:

 

 

 

 

 

در این رابطه m جرم ذره و شتاب آن نسبت به دستگاه مختصات ماند می‌باشد که به شکل یک دستگاه متعامد واقع در یک نقطه از فضا و بدون حرکات انتقالی و چرخشی فرض می‌شود. علامت منفی نمایانگر این است که نیروی لختی در جهت عکس شتاب حرکتی منظور می‌گردد. معادل تعادل دینامیکی را می‌توان به شکل زیر نوشت.

 

 

 

یعنی نیروی لختی را از حاصلضرب جرم ذره در شتاب حرکت آن بدست آورده و در خلال جهت بردار شتاب وارد معادله تعادل نیروها می‌نماییم.

 

معادلات حرکت سیستم‌های n درجه آزادی[ویرایش]

 

روش دیگری که می‌توان با آن معادلات حرکت را بدست آورد استفاده از ضریب تأثیر است. هدف از ارائه این روش تفهیم تعبیر فیزیکی عناصر ماتریسهای ضرایب است که در معادلات حرکت ظاهر می‌شود.

دراین معادله دیفرانسیل برداری، هر مختصه  مشخصه یک درجه آزادی سیستم است. در هر مختصه یک نیروی خارجی معلوم  اعمال می‌شود که در حالت تعادل این نیرو باید به وسیله نیروهای داخلی وارده در آن نقطه متعادل شود. این نیروهای داخلی عبارتند از:نیروی اینرسی ، نیروی میرائی  و نیروی الاستیک .مکانیک مهندسی هم شالوده و هم چارچوب اغلب شاخه های مهندسی است. بسیاری از مباحث در رشته هایی مانند: مهندسی عمران، مهندسی مکانیک،مهندسی هوا فضا، مهندسی کشاورزی و البته در خود مهندسی مکانیک، مبتنی بر دروس استاتیک و دینامیک است حتی در حوزه هایی مانند برق، دست اندرکاران حرفه ای در جریان بررسی اجزای الکتریکی یک دستگاه رباتی و یا یک فرایند ساخت، ممکن است ابتدا به تحلیل مکانیکی نیاز پیدا کنند.

 

 بنابراین درس های مکانیک مهندسی در برنامه های درسی رشته های مهندسی نقش مهمی پیدا می کند مخصوصاً رشته ی عمران و سازه که ما در این پروژه با آن سروکار داریم. این درس نه تنها درس مهمی می باشد بلکه به دانش آموزان و کاربران این امکان را می دهد که سازه ها را کاملاً درک کنند و در نقشه کشی و تحلیل آن ها صاحب نظر شوند و از قدرت بیش تری در تحلیل سازه بهره مند شوند.

 

 

هدف بعدی از مطالعه ی علم مکانیک مهندسی که جزیی از آن استاتیک می باشد، پرورش قدرت پیش بینی

قیمت فایل فقط 5,000 تومان

خرید

دینامیک سازه‌ها

دینامیک سازه‌ها

دینامیک سازه‌هادسته: فنی و مهندسی 
بازدید: 3 بار 
فرمت فایل: pptx 
حجم فایل: 4746 کیلوبایت 
تعداد صفحات فایل: 47 

این پاورپوینت درمورد دینامیک سازه ها می باشد و در قالب ppt میباشداین پاورپوینت درمورد دینامیک سازه ها می باشد و در قالب ppt میباشد

قیمت فایل فقط 5,000 تومان

خرید



دینامیک سازه‌ها

 

دینامیک سازه‌ها (به انگلیسی: Structural dynamics) زیر شاخه‌ای ست از تحلیل سازه‌ها و تئوری ارتعاشات است که به آنالیز و مطالعه رفتار سازه‌ها تحت اثر بارهای دینامیکی می‌پردازد.

 

مقدمه[ویرایش]

 

بارهای وارده بر سازه در بعضی موارد ممکن است از نظر مقدار، جهت و موقعیت تغییراتی نسبت به زمان داشته باشند. این بارها را اصطلاحاً بارهای دینامیکی گویند. در چنین حالتی رفتار سازه «مقادیر تغییر شکلها، نیروهای داخلی و تنشها» وابسته به زمان خواهد بود؛ بنابراین رفتار سازه در این حالت بر عکس رفتار استاتیکی آن جواب منحصربه‌فردی نخواهد داشت، بلکه در هر لحظه از زمان، رفتار خاصی برای آن موجود خواهد بود که به آن رفتار دینامیکی می‌گویند.

 

در اثر اعمال بارهای دینامیکی، تغییر مکان حاصله همراه با سرعت و شتاب خواهد بود. جهت مقابله با شتاب وارده، نیرویی به نام نیروی لختی در اثر جرم و جهت مقابله با سرعت، نیروی میرایی در اثر اصطکاک بین ذرات، لقی اتصالات و غیره بوجود می‌آید؛ بنابراین نیروهای داخلی سازه نه تنها می‌باید با بارگذاری اعمال شده بر آن در تعادل باشند، بلکه نیروهای لختی ناشی از شتاب و میرایی ناشی از سرعت نیز در تعادل مؤثر می‌باشند. از جمله اثرات دینامیکی وارد بر سازه‌ها و ساختمان‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:[۱]

 

  1. اثر زلزله
  2. نیروی باد
  3. نیروی ناشی از امواج بر سازه‌های دریایی
  4. اثر انفجارها
  5. بارهای متحرک ترافیکی
  6. پی ماشین آلات

 

اجزای تشکیل دهنده یک سیستم ارتعاشی شامل جرم، فنر، میرا کننده و نیروی محرک است که برای سیستم‌های حقیقی معمولاً پیوسته هستند؛ ولی در بیشتر مواقع با جایگزین کردن خواص پیوسته به صورت ناپیوسته ممکن است تجزیه و تحلیل را ساده‌تر نمود. بعد از آنکه خصوصیات مکانیکی هر جزء تعیین گردید، آنالیست در وضعیتی می‌باشد که می‌تواند یک مدل ریاضی تشکیل دهد که نمایانگر سیستم حقیقی است.
با توجه به مطالب ذکر شده، سیستم‌های ارتعاشی را می‌توان بر حسب نوع مدل ریاضی به دو دسته طبقه‌بندی نمود؛ مدل‌های پیوسته دارای تعداد درجات آزادی معینی هستند، حال آنکه سیستم‌های ناپیوسته دارای بی‌نهایت درجه آزادی هستند. طبق تعریف درجه آزادی عبارتست از تعداد مختصات مستقل برای توصیف حرکت یک سیستم.
[۲]

 

معادلات حرکت سیستم‌های یک درجه آزادی[ویرایش]

 

کلیات[ویرایش]

 

معادلات حرکت، روابط ریاضی حاکم بر تغییر مکانهای دینامیکی دستگاه‌ها می‌باشد. معادلات حرکت به طور کلی از سه روش مختلف بدست می‌آیند که هرکدام از آن‌ها در حالت خاص ممکن است از دو روش دیگر مناسبتر باشد.

 

  1. قوانین حرکت نیوتن(اصل دالامبر)
  2. اصل هامیلتون
  3. اصل کار مجازی

 

روش تعادل دینامیکی (اصل دالامبر)[ویرایش]

 

نیروی لختی که نمایانگر مقاومت جسم در مقابل شتاب حرکت می‌باشد از رابط زیر بر حسب شتاب حرکت حاصل می‌گردد:

 

 

 

به کمک این اصل معادلات حرکت اجسام را می‌توان با در نظر گرفتن نیروی لختی به شکل مشابه تعادل استاتیکی اجسام بدست آورد. به عبارت دیگر اگر نیروی اینرسی را به عنوان نیروی مقاوم در برابر شتاب گرفتن و در خلاف جهت حرکت، وارد پیکره آزاد جسم نماییم معادله حرکت آن را می‌توان با نوشتن معادله تعادل کلیه نیروهای موجود در پیکره آزاد جسم به سادگی بدست آورد. نیروی (P(t نیز می‌تواند نیروی خارجی، نیروی ارتجاعی و یا نیروی میرایی باشد.

 

اصل هامیلتون[ویرایش]

 

در برخی موارد به کار بردن روش انرژی که بر اساس کمیت‌های عددی انرژی جنبشی و انرژی پتانسیل دستگاه می‌باشد، نسبت به روش برداری مناسب تر است. این روش که مبتنی بر اصل هامیلتون می‌باشد، معمولاً به صورت زیر نوشته می‌شود:

 

 

 

که در این رابطه:
T: انرژی جنبشی
V: انرژی پتانسیل
W: کار انجام شده توسط نیروهای غیرپتانسیل نظیر نیروی میرایی و بارهای خارجی دلخواه
: نشان دهنده تغییرات این انرژیها
اصل هامیلتون بیان می‌دارد:

 

مجموع تغییرات انرژی‌های جنبشی و پتانسیل دستگاه و کار انجام شده توسط نیروهای غیرپتانسیل در فاصله زمانی  برابر صفر است.

 

اصل کار مجازی[ویرایش]

 

اصل کار مجازی بیان می‌دارد:

 

کار مجازی انجام شده توسط نیروهای فعال خارجی بر روی یک مجموعه مکانیکی ایده‌آل در حد تعادل به ازای هرگونه جابجایی مجازی سازگار با قیود مجموعه مساوی صفر است.
شرط تعادل سیستم هم ارز با صفر بودن نیروها در یک تغییر مکان مجازی می‌باشد. طرز به کار بردن این اصل برای دستیابی به معادله حرکت دستگاه به این ترتیب است که ابتدا باید کلیه نیروهای وارده بر جرم‌های متمرکز شده دستگاه را مشخص نمود. به ویژه نیروهای لختی که طبق اصل دالامبر بدست آمده‌اند، سپس در هر درجه آزادی دستگاه تغییر مکان نسبی ایجاد کرده و کار انجام شده توسط نیروهای متعادل کننده را برابر صفر قرار می‌دهیم. به این ترتیب برای n درجه آزادی n معادله تعادل می‌توان نوشت که به n معادله حرکت دستگاه منتهی می‌گردد. اگر دستگاه شامل تعداد زیادی جرم متمرکز باشد روش‌های انرژی یا مکان‌های مجازی مناسبتر می‌باشد.

 

نیروهای مؤثر در معادلات حرکت[ویرایش]

 

نیروهای مؤثر در معادله حرکت دستگاه‌هایی که به صورت یک درجه آزادی مدل شده‌اند، عبارت از نیروهای مقاوم در مقابل تغییر مکان، سرعت و شتاب می‌باشد. عاملی که تغییرمکان را به نیرو مربوط می‌کند معمولاً به شکل فنر مدل می‌شود.
نیروی فنر fs همواره در امتداد محور فنر عمل می‌کند، در محدوده تغییر طول‌های کوچک رابطه نیرو و تغییر طول فنر را به صورت خطی در نظر می‌گیریم، از آنجا که تغییر طول مدلی از تغییر شکل واقعی سازه می‌باشد با توجه به خطی بودن رابطه نیرو- تغییر مکان در محدودهٔ تغییر شکلهای کوچک سازه طبق قانون هوک، این فرض کاملاً منطقی است؛ لذا می‌توان نوشت:

 

که در آن k ثابت فنر نامیده شده و واحد آن عبارتست از واحد نیرو بر واحد طول .
در یک سازهٔ تغییر شکل یافته به غیر از جذب انرژی ناشی از تغییر شکل ارتجاعی آن که با فنر بالا مدل می‌شود، مقداری انرژی نیز تلف می‌گردد. به عبارت دیگر در هنگام تغییر شکل سازه، مکانیزم‌های میرایی در آن بوجود می‌آید. مدل تحلیلی متداولی که برای میرایی در تحلیل‌های دینامیکی در نظر گرفته می‌شود، کمک فنر ویسکوز می‌باشد. ثابت تناسب نیروی میرایی با سرعت، ضریب میرایی نامیده شده و با C نمایش داده می‌شود؛ بنابراین نیروی میرایی را می‌توان با رابطه زیر در معادله تعادل منظور نمود.

 

واحد C در دستگاه SI برابر  است.

 

تعیین کردن و منظور کردن نیروهای لختی در معادلات حرکت شاید مهمترین بخش از مراحل تعیین این معادلات باشد. نیروی لختی ذره از معادله حرکت نیوتن بدست می‌آید:

 

 

 

 

 

در این رابطه m جرم ذره و شتاب آن نسبت به دستگاه مختصات ماند می‌باشد که به شکل یک دستگاه متعامد واقع در یک نقطه از فضا و بدون حرکات انتقالی و چرخشی فرض می‌شود. علامت منفی نمایانگر این است که نیروی لختی در جهت عکس شتاب حرکتی منظور می‌گردد. معادل تعادل دینامیکی را می‌توان به شکل زیر نوشت.

 

 

 

یعنی نیروی لختی را از حاصلضرب جرم ذره در شتاب حرکت آن بدست آورده و در خلال جهت بردار شتاب وارد معادله تعادل نیروها می‌نماییم.

 

معادلات حرکت سیستم‌های n درجه آزادی[ویرایش]

 

روش دیگری که می‌توان با آن معادلات حرکت را بدست آورد استفاده از ضریب تأثیر است. هدف از ارائه این روش تفهیم تعبیر فیزیکی عناصر ماتریسهای ضرایب است که در معادلات حرکت ظاهر می‌شود.

دراین معادله دیفرانسیل برداری، هر مختصه  مشخصه یک درجه آزادی سیستم است. در هر مختصه یک نیروی خارجی معلوم  اعمال می‌شود که در حالت تعادل این نیرو باید به وسیله نیروهای داخلی وارده در آن نقطه متعادل شود. این نیروهای داخلی عبارتند از:نیروی اینرسی ، نیروی میرائی  و نیروی الاستیک .مکانیک مهندسی هم شالوده و هم چارچوب اغلب شاخه های مهندسی است. بسیاری از مباحث در رشته هایی مانند: مهندسی عمران، مهندسی مکانیک،مهندسی هوا فضا، مهندسی کشاورزی و البته در خود مهندسی مکانیک، مبتنی بر دروس استاتیک و دینامیک است حتی در حوزه هایی مانند برق، دست اندرکاران حرفه ای در جریان بررسی اجزای الکتریکی یک دستگاه رباتی و یا یک فرایند ساخت، ممکن است ابتدا به تحلیل مکانیکی نیاز پیدا کنند.

 

 بنابراین درس های مکانیک مهندسی در برنامه های درسی رشته های مهندسی نقش مهمی پیدا می کند مخصوصاً رشته ی عمران و سازه که ما در این پروژه با آن سروکار داریم. این درس نه تنها درس مهمی می باشد بلکه به دانش آموزان و کاربران این امکان را می دهد که سازه ها را کاملاً درک کنند و در نقشه کشی و تحلیل آن ها صاحب نظر شوند و از قدرت بیش تری در تحلیل سازه بهره مند شوند.

 

 

هدف بعدی از مطالعه ی علم مکانیک مهندسی که جزیی از آن استاتیک می باشد، پرورش قدرت پیش بینی

قیمت فایل فقط 5,000 تومان

خرید